حتے از هَمین راه دور... شاید تو سُکوت میان کلامم باشے... دیده نمی شوی! اما من، تو را اِحساس مے کنم.. شاید تو... هَیاهوی قلبم باشے.. شنیده نمے شوی... اما من، تو را نفس مے کشم... دیوانه وار.
وقتی شما برای دیگران دعا می کنید، خدا می شنود و آنها را اجابت می کند و بعضی وقتها که شما شاد و خوشحال هستید یادتان باشد، که کسی برای شما دعا کرده است.. @./ DoostDar ./
خدایا نمى دانم هدفم از زندگى چیست؟ عالم و مافیها مرا راضى نمى كند . مردم را مى بینم كه به هر سو مى دوند ، كار مى كنند ، زحمت مى كشند تا به نقطه اى
برسند كه به آن چشم دوخته اند .
ولى اى خداى بزرگ از چیزهایى كه دیگران به دنبال آن مى روند بیزارم . اگرچه بیش از دیگران مى دوم و كار مى كنم، اگرچه ا ستراحت شب و نشاط
روز را فداى فعالیت و كار كرده و مى كنم ولى نتیجه آن مرا خشنود نمى كند فقط به عنوان وظیفه قدم به پیش مى گذارم و در كشمكش حیات شركت میكنم
و در این راه ، #انتظار-نتیجه-اى-ندارم !
.
.
.
اى خداى بزرگ، براى من چه مانده است؟ نام خود را بر سر چه باید بگذارم؟ آیا پوست و استخوان من، مشخّص نام و شخصیّت من خواهد بود؟ آیا ایده ها، آرزوها و تصورات من شخصیّت خواهند داشت؟ چه چیز است كه » من « را تشكیل داده است؟ چه چیز است كه دیگران مرا به نام آن مى شناسند؟
#مى-1960
هیچ نمى دانستم كه در دنیا آتشى سوزان تر از آتش وجود دارد! سوختم، سوختم، ولى اى كاش فقط سوزش آتش بود.
اى كاش مرا مى سوزاندند، استخوان هایم را خرد مى كردند و خاكسترم را به باد مى سپردند و از من ، بینواى دردمندِ دل سوخته اثرى باقى نمى گذاردند.
یه قطعه ای هست توی علم الکترونیک به نام #ترانزیستور روحیاتش خیلی شبیه بعضیاست ... وقتی فعال میشه که معمولیه و به سیستم تقویت کنندگی رو هدیه میده و رفتارش با سیستم خوبه و همه دوستش دارن چون باعث تقویت طبقه سیستم میشه ! همین که به این رو بدی و دور و برش پر بشه از الکترون و بره تو ناحیه اشباع ! بلافاصله شروع میکنه به کلید زدن ... یه وقت قطعه یه وقت وصل! تازه گاهی سوییچ هم میکنه !! #درست مثل بعضی از ماها که تا دور و برمون شلوغ میشه و اشباع میشیم ، تنوع طلب میشیم و حالت #پایدار مون رو از دست میدیم !! #دنیای#غریبیست !
جعفر رضایی متولد 1356 لیسانس اقتصاد از دانشگاه علامه طباطبایی تهران. سال 1380 عاشق دختری به نام مریم شد و چون وضع مالی جعفر خوب نبود پدر مریم با ازدواجشان مخالفت کرد. پنج سال تمام جعفر و مریم برای رسیدن به هم تلاش کردن. سال 85 مریم خودکشی کرد و جعفر دیوانه شد. اکنون دو چشم جعفر کور شده و به هر کسی میرسه میگه هفته دیگه عروسیشه و همه رو دعوت میکنه!!
نونا : خوب عزیزم نظر شما هم محترمه ، اینم نظر من بود ... داشتیم مباحثه میکردیم دیگه ، من از شما یاد گرفتم دوست من ...
.............
داداش دنبالر :
من نفی عشق نکردم ، گفتم عشق شرط لازم هست ولی شرط کافی نیست! همین.
عشق کورکورانه آخرش نابودیه
آنكه او به غمت دل بندد چون من كيست ناز تو بيش از اين بهر چيست تو الهه نازي، در بزمم بنشين من تورا وفادارم، بيا كه جز اين نباشد هنرم اين همه بي وفايي ندارد ثمر بخدا اگر از من نگيري خبر نيابي اثرم ... @elahenaz
بــــاز ... ميكنم دست ياري #بسويت دراز بيا تا غم خود را با راز و نياز،،، زخاطر ببرم گــــر نكند تيرخشمت دلم را هدف بخدا همچون مرغ پرشور و شعف،،، بسويت بپرم ... @elahenaz
@║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║
13 سال و 3 ماه و 8 روز و 21 ساعت و 59 دقيقه قبلEllllllaaaaheeee mc vase khetabet azizam
13 سال و 3 ماه و 8 روز و 21 ساعت و 22 دقيقه قبل توسط آندرویدقابل نداشت
13 سال و 3 ماه و 8 روز و 18 ساعت و 56 دقيقه قبل