Masih
داشتم خوابتُ میدیدم . . .
Masih
نه آدم، عاشق میشود و نه عاشق، آدم...
Masih
هم تو بیداریُ هم خواب گرم ِ از تو گفتنم..
Masih
امشب هم میگذرد مثل ِ باقی ِ شبها "بیتو".. شببخیر دنیا!
Masih
من میدانم، فردا دلم چوبشور میخواهد! از همانهایی که باهم میخوردیم..
Masih
فردا، دلم، مهربانی را میخواست که دستم را بگیرد و بگوید:«خوب میشوی، زود!» حیف که نیست/نیستی!
Masih
بعد از تو حس ِ شعر فنا شد.
Masih
پشتِ کدوم ساعتِ شب درگیر ِ اینسفر [بیبازگشت!] شدی؟!...
@Chorion
15 سال و 7 ماه و 28 روز و 21 ساعت و 58 دقيقه قبل
15 سال و 7 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 47 دقيقه قبل