maya
توسط موبایل در
Im in love
در سرزمین من کسی بوسه فرانسوی بلد نیست. اینجا مثل آلمان پل عشق ندارد. از گل رز هلندی هم خبری نیست. اینجا عشق یعنی اینکه بخاطر چشم های دور و برت، معشوقت را فقط از پشت گوشی بوسیده باشی!
maya
توسط موبایل در
برای مخاطب
با دلی تنگ .. ورق میزنم، برگ برگ خاطراتت را .. تا که باز آیی .. چادر سیاه شب که بر سر ستاره ها کشیده شود .. ماه بدر من خواهد درخشید . . . . (م.)
بچه های شیراز
وآی خدا چه رعد و برقهای پی در پی هم میزنه! روح آدم پرواز میکنه توی این خنکی هوا و صدای بارون و بوی خاک...
maya
خدایا سیر شده ام دیگر .. دیگر گنجایش ندارم .. تا خرخره خورده ام .. بشقاب زندگیم را دوباره پر نکن .. بگذار نفسی تازه کنم .. به حد کافی غم و غصه خورده ام .. میخواهم از پای سفره مهمان نوازت بلند شوم .. شده ام مثل همان ته دیگ توی سفره .. دیگر ته کشیده ام ... م.
maya
باز باران با ترانه .. میخورد بر بام خانه .. خانه ام کو؟ .. خانه ات کو؟ .. آن دل دیوانه ات کو؟ .. روزهای کودکی کو؟ .. فصل خوب سادگی کو؟ .. یادت آید روز باران، گردش یک روز دیرین! .. پس چه شد آن خاطرات خوب رنگین؟ .. در پس آن کوی بن بست، در دل تو آرزوهاست .. کودک خوشحال دیروز .. عرق در غم های امروز .. یاد باران رفته از یاد... آرزوها رفته بر باد... باز باران میخورد بر بام خانه .. بی ترانه... بی بهانه... شایدم گم کرده خانه...
maya
توسط موبایل در
برای مخاطب
اگر خوابي بخواب آرام .. که من در خواب و بيداري .. بيادت مانده ام بيدار .. اگر شادي و سرمستي .. بمان در شوق اين مستي .. که من از شاديت شادم...