مهدی
شما وضعیت تحصیلیتون چیه؟ + بنده لیسانس دارم. - شما چطور؟ – بنده فوق لیسانس دارم.. … – و شما؟ — بنده شوق لیسانس دارم…
مهدی
شکست عهد من وگفت هر چه بود گذشت به گریه گفتمش آری وچه زود گذشت بهار بود و تو بودی وعشق بود و امید، بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت
مهدی
همیشه ارزش آدمهارو از روی ظاهر نمیسنجند بلکه همه چیز آدمی تو وجودشه.........اول خودتونو بشناسید بعد دیگران رو.!
مهدی
ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را/ اینگونه به خاک ره میفکن ما را/ ما در تو به چشم دوستی می بینیم/ ای دوست مبین به چشم دشمن ما را
مهدی
پرسید بخاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم : به خاطر تو بهش گفتم: بخاطر هیچ کس پرسید: پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم فریاد می زد به خاطر تو با یک بغض غمگین گفتم : به خاطر هیچ چیز ازش پرسیدم: تو به خاطر کی زنده هستی؟ در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود گفت: بخاطر کسی که به خاطره هیچ زنده است
مهدی
مرد اولی: امان از دست این زنها!؟ زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت! دومی: خوش به حالت! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !!
مهدی
دیگـــــــر به کسی نمی گویم: دوســتت دارم... انگار دوستت دارم های من؛ خداحافظ شنیده می شود...!
مهدی
آنقدرفریادهایم راسکوت کرده ام"که اگربه چشمانم بنگرید"کر میشوید
مهدی
ه روزي پسري باخانوادش دعواش شد و از خانه زد بيرون و رفت خونه يکي از دوستاش يک ماه موند بعد از يک ماه دختري را سرکوچه میبینه و بهش تيکه ميندازه يکي از دوستاش ميگه ميدوني اين کي بود ؟!!!!!!!! ميگه نه !! ميگه اين خواهر همون رفيقت بود که تو يه ماه خونشون بودي عذاب وجدان ميگيره ميره خونه رفيقش، رفيقش داشت مشروب ميخورد به رفيقيش ميگه ببخشيد من سر کوچه به دختري تيکه انداختم ولي نمیدونستم خواهرتو بود ! دوستش پيکشو ميبره بالا ميگه به سلامتي رفيقي که يه ماه خونمون خورد خوابيد ولي خواهرمو نشناخت...
مهدی
ساحل تنهایی من موج میزند،دریایش طوفانی و سرد است.در کنار صخره هایش زانو میزنم و فریادی بلند میکشم که ای خدا مرا ببخش.صخره های ساحل تنهایی من فرسوده شده اند و یک طوفان آنها را از هم میشکافد،هر کدام از این تکه ها به اطاف من پرتاب میشوند و دیگر بجز بوته های خوشک و زرد در آن چیزی دیده نمیشود. مرغ های دریایی در آسمان شروع به خواندن می کنند تا موزیک غمناکی بسازند و مرا از دلتنگی در آورند.
مهدی
دور باش ولی نزدیک از نزدیک بودنهای دور میترسم...
مهدی
اگه یه کمپرسی داشتین،پشتش چی مینوشتین؟
مهدی
تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم باز نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو... !!!
اینم 4 تا!
14 سال و 2 ماه و 22 روز و 19 ساعت و 57 دقيقه قبلمیسی سمیراجون
14 سال و 2 ماه و 22 روز و 19 ساعت و 53 دقيقه قبل