از چی بگم خدا از این بندههای خسته؟ از این همه درد تموم دنده هام شکسته... خنده هامو نبین این خنده هام یه چسبه... رو لبم این منم با یه ردّ پای خسته از چی بگم؟... بگو از یه روح زخمی که باید یکتنه بره تو قلب کوه سختی؟
وقتی تو نیستی.... نه دستی برای گرفتن است، نه آغوشی برای گریه، نه شانه ای برای تکیه؛ انتظار نداشته باش خنده ام واقعی باشد !!! می خندم, تو باور نکن… این روزها فقط زنده ام تا دیگران زندگی کنند...
یه گربه اینجوری فکر میکنه که این آدمِ به من غذا میده , نازم میکنه , دوستم داره حتماّ من خدا هستم.....گربه صفت که میگن اینه (:
13 سال و 3 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 46 دقيقه قبل