روزای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ....خداحافظ
خداحافظ
روزای خوبت بگو کجا رفت؟
تو قصه ها رفت یا از اینجا رفت؟
انگار گه اینجا هیشکی زنده نیست
گریه فراوون وقت خنده نیست
کونه ها خیسه دلا پاییزه
باروون قحطی از ابر میریزه
همه باهم قهر، همه ازهم دور
روزا مث شب، شبا سوت و کور
روزای روشن خداحافظ
همه عزادار، سر به گریبون
مردا سر دار، زنا تو زندون
نه تو آسمون نه رو زمینیم
انگار که خوابیم کابوس میبینیم
نوبت میگیریم بیجا بی هدف
واسه مردن هم باید رف تو صف
روزا و شبا اینجور میگذرن
هرجا که بخوان مارو میبرن
روزای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ....خداحافظ
خداحافظ
آخه تا به کی آروم بشینیم؟
حسرت بکشیم گریه ببینیم؟
ای زن تنها، مرد آواره
وطن دل توست شده صد پاره
پاشو کاری کن فکر چاره باش
فکر این دل پاره پاره باش
همه عزادار، سر به گریبون
مردا سر دار، زنا تو زندون
پاشو کاری کن فکر چاره باش
فکر این دل پاره پاره باش
-----------------------------
ترانه سرا: اردلان سرفراز
اجرا: هایده
هیـچ جـز یـاد تـو ، رویای دلاویـزم نـیست
هیـچ جـز نـام تـو ، حـرف طـرب انگـیزم نـیست!
عـشق می ورزم و می سـوزم و فـریـادم نـه!
دوست می دارم و می خـواهـم و پـرهـیزم نـیست
اندوه که از حد بگذرد
13 سال و 7 روز و 10 ساعت و 17 دقيقه قبلجایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن !
دیگر مهم نیست..
بودن یا نبودن ؛
دوست داشتن یا نـداشتن ...
آنچه اهمیت دارد
کشداری رخوتناک از حسی است...
که دیگر تـو را به واکنش نمیکشاند!
در آن لحظه فقط در سکوت غـرق می شوی
و نگاه میکنی و نگاه و نـگــــــــــاه...