❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تمام روز در خيال طبيعت سر شد. از خيال دشت شقايق و خيال تيغ گل سرخ که در انگشتم فرو رفته....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دیدگاه .... ( شعر از حسین پناهی ) ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
يکي بود يکي نبود اون که بود تو بودي اون که تو قلب تو نبود من بودم يکي داشت يکي نداشت اون که داشت تو بودي اون که جز تو کسي رو نداشت من بودم يکي خواست يکي نخواست اون که خواست تو بودي اون که نخواست از تو جدا بشه من بودم يکي رفت يکي نرفت اون که رفت تو بودي اون که به جز تو دنبال هيچ کسي نرفت من بودم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آشنايان چه غريبانه به من می خندند همه خودمثل منند ليک به خود می خندند دلم از دست غريبان چه شکايت دارد جايی که دوست به درد دل من ميخندد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ساده باش،آهوي دشت زندگي خيلي زود بانيرنگ مي ميرد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پيداست هنوز شقايق نشدي ... زنداني زندان دقايق نشدي ... وقتي که مرا از دل خود مي راني ... يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي ... زرد است که لبريز حقايق شده است ... تلخ است که با درد موافق شده است ... شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي ... پاييز بهاريست که عاشق شده است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چقدر سخته توی چشمای کسی نگاه کنی که تمام مهرت را ازت دزدیده و به جاش یه زخم همیشگی به قلب تو هدیه داده و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز دوستش داری