❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دريا باش که اگر کسي سنگ به سويت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوي
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کودکي که گناه خويش را بدون پرسش ما به گردن مي گيرد در حال گذراندن نخستين گام هاي قهرماني است . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بيچاره مردمي که فرمانروايانش رايزن ! ، و رايزنانشان فرمانروا هستند . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وفا كنيم وملامت كشيم وخوش باشيم كه درطريقت ما كافري است رنجيدن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیست تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست عاشقی مقدور هر عیاش نیست غم کشیدن صنعت نقاش نیست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا شاید مرا دیگر فردایی نباشد. پس امروز را به من ببخش تا آنرا در هوای تو سر کنم. شاید دیگر الهامی نباشد تا باز از تو گویم پس بگذار در تکرار سخن آخر بمانم و در جایی که جز من و تو کس دیگری نیست خود را از آن تو بدانم که تو مرا برای خود آفریدی زندگی را با نگاهی بمن آموختی و مرا در مرگ دریافتی و تو با صداقت بمن گفتی دنیا بی مهر است . تو از وفای جهان دیگری گفتی پس مجموعه ای از مهرت تردید مرا شکست ودرملک تو از غیرتو بی نیاز گشتم ای آنکه تولدم را بمن بخشیدی جز زندگی چه دارم که در پایت بریزم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ما را بر آستان تو بس حق خدمت است------اي خواجه بازبين به ترحم غلام را
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
و چه اشک هايی که از پسش فرو نريخت...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بد رسمی است. رسم زمانه ای که کسی سکوت سرشاراز فریادت را نمی شکند. دستی به اسم دوستی دستانت را نمی فشارد. در مرداب دست و پا می زنی وکسی دست نجات سویت دراز نمی کند. باید پناه برد به کنج تنهایی ها تنــهایی را دوست دارم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مردی در عالم رویا فرشته ای رو دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه می رفت.
مرد جلو رفت و از فرشته پرسید:« این مشعل و سطل آب رو کجا می بری؟»
فرشتـه جواب داد:« می خواهم با این مشعـل بهشت رو آتش بـزنم و با این سطل آب، آتش جهنم رو خاموش کنم. اون وقت ببینم چه کسی واقعاً خدا رو دوست داره!»
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من برم ..... دلم خیلی گرفته ...... فعلا بای .....