❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یک سنگ کافیه برای شکستن شیشه // یک جمله کافیه برای شکستن یک قلب // یک ثانیه کافیه برای غرق شدن در عشق // یک دوست کافیه برای یک عمر زندگی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هميشه ماندن دليل بر عاشق بودن نيست خيلي ها مي روند تا ثابت کنند که عاشقن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنگاه كه غرور كسي را له مي كني ،آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني ، آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني ، آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه كه گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي ، آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده ي خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم دستانت را به سوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشيختي خودت دعا كني ؟ به سوي كدام قبله نماز مي گذاري كه ديگران نمي گذارند ؟؟؟؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
و چه اشک هايی که از پسش فرو نريخت...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا آیا گناهی هست..؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنچـه زیبـاسـت ، عزیـز نیـست // آنچـه عــزیــز اســت ، زیبــاســت...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حال دنيا را يکی پرسيد از فرزانه ای گفت يا ابر است يا باد است يا افسانه ای گفتمش احوال عمرت را بگو تا عمر چيست؟ گفت يا شمع است يا برق است يا پروانه ای گفتمش اينها که می بينی چرا دل بسته اند؟ گفت يا مستند يا خوابند يا ديوانه ای عجب .......
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آدمهای ساده را دوست دارم. همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند. همانها که برای همه لبخند دارند. همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند. آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است. بسکه هر کسی از راه می رسد یا ازشان سوءاستفاده می کند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان می دهد. آدم های ساده را دوست دارم. بوی ناب “آدم” می دهند...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمهای کورم به راهت بشینه . برای دل من واسه جسم خسته ام ، منی که غرورو تو چشمات شکستم . سراز کارچشمات کسی در نیاورد که هر کی تورو خواست یه روزی بد آورد . برای دل من ، واسه جسم خسته ام ، منی که غرورو تو چشمات شکستم . واسه من که بر عکس کار زمونه ، یکی نیست که قدر دلم رو بدونه . گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمهای کورم به راهت بشینه . هنوزم زمستون به یادت بهاره ، تو قلبم کسی جزء تو جایی نداره ، صدای دلم ساز ناسازگاره . سکوتم به جزء تو صدایی نداره . تو خواب و خیالم همش فکر اینم . که دستاتو بازم تو دستام ببینم . ولی حیف از این خواب پریدم که بازم . با چشمهای کورم به راهت بشینم . سراز کارچشمات کسی در نیاورد که هر کی تورو خواست یه روزی بد آورد . برای دل من ، واسه جسم خسته ام ، منی که غرورو تو چشمات شکستم .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برگ از درخت خستش ميشه پاييز همش بهونست دلم واست تنگ ميشه نظر همش بهونست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بد رسمی است. رسم زمانه ای که کسی سکوت سرشاراز فریادت را نمی شکند. دستی به اسم دوستی دستانت را نمی فشارد. در مرداب دست و پا می زنی وکسی دست نجات سویت دراز نمی کند. باید پناه برد به کنج تنهایی ها تنــهایی را دوست دارم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش این وزن آواز من است اگر مرا بسیار دوست بداری شاید حس تو صادقانه نباشد کمتر دوستم بدار تا عشقت ناگهان به پایان نرسد من به کم هم قانعم و اگر عشق تو اندک، اما صادقانه باشد من راضی ام دوستی پایدار، از هر چیزی بالاتر است بگو تا زمانی که زنده ای، دوستم داری! و من تمام عشق خود را به تو پیشکش می کنم