❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من بودم وخدا بود او گله از جدایی من ساز بی وفایی او گفت که من رهایم من گفتمش اسیرم اوگفت که انتخاب است من گفتم این سراب است او زد مثال خود را من دادمش نشانی او گفت که زندگانی؟ من گفتمش چه دانی ؟ من گفتمش که کفر است گفتا بگو چه دانی؟ گفتم عذاب سخت است گفتا مترس هیچ است گفتم که دوزخت را گفت از بهشت دانی؟ گفتم فریب دادی گفتا نمی شناسی گفتم چنین گفتند گفتا چنین نباشد گفتم که خلق خود را گفتا رها نکردم گفتم اسیر خاکم گفتا که قدر بدانم گفتم وفا نداری گفتا صبور جانا گفتم که ظلمت است این گفتا که نور تابد گفتم اسیر بندم گفتا رسد رهایی.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هیچ چیزی را نمی توان به کسی یاد داد، ولی می توان به او کمک کرد تا پاسخ ها را از درون خود بیابد....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمی توانی حرف زدن خدا با کسی دیگر را بشنوی مگر آنکه خودت همان شخص باشی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مهم نیس فردا چی میشه ... مهم اینه که امروز دوستت دارم ... مهم نیس فردا کجایی ... مهم اینه که هر جایی دوستت دارم... مهم نیس تا ابد باهم نباشیم ... مهم اینه که تا ابد دوستت دارم...مهم نیست کی باشم مهم این هست که دوستت دارم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دیروز را سوزاندیم برای امروز ؟ امروزمان را گذراندیم برای فردا و فردایمان دیروزی دیگر !!! این است بازی پوچ ما انسانها ..............
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
انسان کیست جز موجودی نگران،برخاسته از زمین وآرزومند اختران آسمان
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هیچ کس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما می گریخت چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفأل می زنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت: "ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تنهایی به چه رنگ است؟ شبیست با شکوه و من هنوز تنهایم.. در پاییز و کوچه ای تنگ... میجویم ستایشگرم را... او کیست؟ کیست که و را دوست میدارم؟ میگویم با خود: فکر میکنم پس هستم،دوست میدارم پس هستم.... ششش،کیست؟ آه که او فقط در رویای من است... و صدای غرش رعد و برق،در پاییز.. تنهایی خاکستری است و من هنوز تنهایم.. شبیست با شکوه،اما شب خوش!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
When i look at you, i cannot deny there is God, cause only God could have created some one as wonderful n beautiful as you
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نگاه نکن به لحظه هایم که بی تو می گذرند... جایی در خم هفتم دلم معبدی ساخته ام به نامت که تمام روزگارم را طواف می دهم هر نفس ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنان که ماه اند از مهر دورند ، چرا؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دعای یک انسان فقیر:خدایا تورا شکر می کنم که به من دوتا کلیه دادی تا در صورت نیاز دستم پیش هر ناکسی دراز نشود.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اشتباه نکن ! رفتنت فاجعه نیست برایم ! من ایستاده می میرم چون بیدهای مجنون !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر ماه بودم ؛ به هرجا که بودم ؛ سراغ تورا از خدا می گرفتم وگر سنگ بودم ؛ به هرجا که بودی؛ سر رهگذار تو جا می گرفتم اگر ماه بودی – به صد ناز – شاید شبی بر لب بام من می نشستی وگر سنگ بودی ؛به هرجا که بودم ..... مرا می شکستی ؛ مرا می شکستی !