مگه دنیای مجازی جایی نیست که ادم حرف دلشو بگه؟؟؟؟؟پس چرا بعضیا هر چی دلشون میخواد میگن ولی ما حق نداریم؟؟؟؟یا همه یا هیچ کودوم......بعدش همون ادما اگه حرف مارو گزارش بدن ما مسدود میشیم.ولی اگه ما گزارش بدیم بازم ما مسدود میشیم...دنیای مجازی هم مثه دنیای واقعی مذخرف شده
و ما هم گفتیم آری سحر گذشته و ما مانده بی خیال و سحر گذشت و ما آنقدر بی خیال ماندیم، که در شبی دیگر گرفتار شدیم و ما سحر را بیاد داشتیم بیاد داشتیم زمانی را که شهرمان شب نبود، بیاد داشتیم زمانی را که شهرمان تاریک نبود، شهرمان غمگین نبود، شهرمان خفقان نگرفته بود.
... سپس بر مرغزاری فرود آمدیم از دیو لاخ، تل خاک، هامون، کوه، بیشه،بی پرچم، بی کرنا و دهل،شمشیرها ارغوانی و خفتان ها سرخ،پوتین کهنه بر زمین ساییدیم،لنگان، سنگین و دمغ،از راه رسیدیم...
نيمه شب گهواره ها آرام مي جنبند بي خبر از کوچ درد آلود انسان ها باز هم دستي مرا چون زورقي لرزان مي کشد پارو زنان در کام توفان ها چهره هائي در نگاهم سخت بيگانه خانه هائي بر فرازش اشک اخترها و حشت زندان و برق حلقهء ز نجير داستان هائي ز لطف ايزد يکتا
آسمون ابری بود
.....
يه جای خلوت برای نشستن می خواستم
و بستن چشمام
يه جای تنها
.....
به نيمکت خالی رسيدم
.....
از روبرو ميومد
يه جای خلوت برای نشستن می خواست
و بستن چشماش
يه جای تنها
.....
از نيمکت گذشتم
از نيمکت گذشت
.....
نيمکت خالی موند.