بیش از حد بهش بها دادم.................این آخریا دیگه دوسم نداشت....دیگه واسه داشتنم تلاش نمیکرد...........نگاهش سرد شده بود و کلامش بی روح . حرفاش بوی دلمردگی میداد ....از همه بدتر آغوشش بود که بوی هوس میداد................این بود بازیه با من بودن ..........به همین سادگی
"خـــــدایــــا"
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 22 دقيقه قبلعمریست همه ایمان مرا با رنگ موهایم سنجیدند
اما من امشب برعکس خیلی ها با دیده سر به سراغت نیامدم
من امشب با دیده دل آمده ام به مهمانیت
اگرمرا نمیخواستی درخانه ات را به رویم باز نمیکردی
پس باصدای بلند فریاد میزنم تاهمه بدانند
خدا برای همه است
مــــــن خــــــدا را دارم