❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمی دانم چرا شاید خطا کردم ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت وبعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد وگنجشکی که هر روز از کنار پنجره دانه با مهربانی بر می داشت تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن توآسمان چشم هایم غرق وخیس باران شد وبعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از بین خواهد رفت کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در لحظه در خود خواهم مرد و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد کسی فهمید که تو نام مرا از یاد خواهی برد.
چشمها را باز کردم.......آه دیدم
13 سال و 6 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 23 دقيقه قبلیار رفته
یار رفته
آنهمه آهنگ خوش از پرده پندار رفته
بر درخت آرزوی کهنه من خورده تیشه
نونهال آرزویی شل شد ز ریشه
پشت شیشه
باز برف سیم پیکر شاخه ها را بار میزد
باز باد مست خود را بر در و دیوار میزد
در رگ من نبض حسرت تار میزد....
من......سوسو...میزنم.....فانوس هاتماشایم میکنند
13 سال و 6 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 13 دقيقه قبل
13 سال و 6 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 7 دقيقه قبل

13 سال و 6 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 7 دقيقه قبل