❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گذشته ی من گذشت ..! حتی می توانم بگویم درگذشت... و من برایش ماهها و روزها سوگواری و سکوت کردم ..... خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاشهای فراوان گفتم ..! ولی دیگر بس است ! من به شروعی دیگر می اندیشم و به شروع زندگی دیگر و حس ناب تازه شدن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باران که میبارد... باید آغوشی باشد... پنجرهی نیمه بازی... موسیقی باران... بوی خاک... سرمای هوا... گرهی کور دستها و پاها... گرمای عریان عاشقی... صدای تپش قلبها... خواب هشیار عصرانه... باران که میبارد... باید کسی باشد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هیچگاه امید را از کسی نگیر شاید این تنها چیزی باشد که دارد...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آشنا هایم ; غریبه هایی هستند ، که تنها اسمشان را می دانم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ما از اوناش نیستیم که لبامون قلمبه باشه ما ازاوناش نیستیم هیکلمون چشمگیر باشه ما ازاوناش نیستیم که موهاش بلونده چشاش کشیده و رنگیه ما از اوناش نیستیم ک یه پسر مارو ببینه بگه اووف چه هلوویی ما داف نیستیم داداش من ما صبح تا شب تو رختخوابت نیستیم جیگر نیستیم اما میدونی؟؟؟دلمون هرزه نیست وقتی میگیم دوست داریم از ته قلبه پاکمونه میتونی درک کنی ؟؟اگه بتونی بخاطر ظاهر بقیه دلمو نشکونی و دوسم داشته باشی مردی... بسلامتی دخترای پاک
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کـــور بــاش بانـــو ...
نـگاه کـه مـی کنـی، مـی گوینــد: نـخ داد!
عـبوس بــاش بانــــو ...
لبــخند کـه مـیزنـی، مـی گـوینــد: پـا داد!
لال بــاش بانــــو...
حـرف کـه مـی زنـی، مـی گوینــد: جـلوه فـروخـت!
شـاید دسـت از سـرتان بردارنـد ...
شـــــاید ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
صدای قــلــــبم نیست ... صدای پای تو است كه شب ها در سینه ام می دوی ....!! فدایت...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگه هیچوقت بعد از هر لبخندی ؛ خدا رو شکر نمیکنی .... حقی نداری بعد از هر اشکی اونو سرزنش کنی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هرچقدر هم بگويي مردها فلان، زن ها فلان.تنهايي خوب است و دنيا زشت است... آخرش روزي قلبت براي كسي تندتر مي زند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یک مرد خوب باید لااقل یک قصه آرام بلد باشد ... برای وقت هایی که عشقش بی قرار است و نمی خواهد از بی قراری هایش حرف بزند ... برای وقت هایی که عشقش لج می کند ... بهانه می گیرد ... بغض می کند ... قهر می کند ... برای وقت هایی که عشقش بچه می شود
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دستت را به من بده,تا تو را از دریچه های تو در توی قلبم عبور دهم, نهراس نه دری آنجاست نه قفلی نه حصاری.. پنجره پنجره در دلم بر پاست و افق افق آسمان بی انتها.. در من پر بگیر
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمی توانم بنوسم هر چند که باید از خیلی چیزها بنویسم و شاید تو بعدها برایم خیلی چیزها بگویی هر چه که هست بیا شریک شبنم ساده زندگی باشیم به خود دروغ نگوییم وبه هم بگذاریم که اندیشه های سبز پیچکی شود بر ذهن وبگذاریم که خیال فاصله های جدایی افتاده را طی کند و حس کنیم آنچه را که دوست داریم زمان آن نیست که هر چه دلم می خواهد بگویم اما…. اگر باران ببارد چتری خواهم شد برای تو …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رسم عاشقی این نیست که بگویی مرا دوست داری و بعد از مدتی مرا تنها بگذاری. رسم عاشقی این نیست که مرا به اوج قله احساسات ببری و بعد مرا از همان جا رها کنی. این رسمش نیست که پا به پای من بیایی و روزی رفیق نیمه راه شوی. این رسمش نیست که قلبم را بگیری و آن را بازیچه خودت کنی. این رسمش نیست که مرا در آغوش بگیری و هوس را به جای عشق برایم معنا کنی. یکرنگ باش ای تو که ادعا میکنی عاشقترینی ، مغرور نباش ای تو که ادعا میکنی مرا دوست داری ، تو که میگفتی تنها مال منی ، پس چرا برای همه چشمک میزنی. تو که میگفتی تنها در قلب منی ، پس چرا در قلب همه پرسه میزنی؟ وفادار باش ، ای تو که در آغاز آشنایی وفاداری در حرفهایت بود ، صادق باش ای تو که با دروغ مرا در دام خودت انداختی . یکدل باش با دلی که تنها به عشق تو مانده و خطی سرخ بر روی همه کشیده. تو که میگویی مرا دوست داری چرا اشکهایم را پاک نمیکنی ، چرا دلتنگم نمیشوی و مرا صدا نمیکنی؟ به خدا این رسم عاشقی نیست.