❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت، سفری بی همراه، گم شدن تا ته تنهایی محض، یار تنهایی من با من گفت: هر کجا لرزیدی، از سفرترسیدی، تو بگو، از ته دل من خدا را دارم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آدم ها را بدون اینکه به وجودشان نیاز داشته باشی دوست بدار ؛ یعنی همان کاری که خدا با تو می کنـد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دست به صورتم نزن می ترسم بیفتد.. نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد .. سیل اشک هایم تو را با خود ببرد .. و باز .. من بمانم و تنهایی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلتنگی هایم که یکی دوتا نیست... بخواهی بشماری تا فردا طول می کشد.! تو که می دانی فردای من و تو چقدر دیر میاید. اما دست از من و دلتنگی هایم برندار میدانی با آنها چه کاخ آرزوها ساخته ام...؟!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
توی زندگی دو تا باش ، یکی واسه خودت یکی واسه دیگری ؛ واسه خودت زندگی کن و واسه دیگری زندگی باش
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا
حواست هست ؟؟؟؟؟
مهر است ...
کم کم فکر باران باش ...
آخر کسی به خاطر تو ...
تمام گریه هایش را ...
برای پاییز گذاشته است