#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(31990 دفعه)
شاید سالها بعد. . . در گذر جاده ها . . . بی تفاوت از کنار هم بگذریم . . . و بگوییم آن غریبه. . . چقدر شبیه خاطراتم بود.........
منم کمدی الهی
قشنگه؟
شاهکار ادبی هست ... (( البته نسخه بدون سانسورش عالی هست ))
حتمن پیدا میکنم و میخونمش
دستانت که مال من باشد. . . هیچکس مرا. . . دست کم نمیگیرد. . .
گاهی وقتا! از نردبون بالا میری تا دستای خدارو بگیری . . . غافل از اینکه خدا پایین وایساده و نردبون رو محکم گرفته که تو نیوفتی. . . .
هیزمت بودم..... ... و من ... تـنـهـا... ҳ̸Ҳ̸ҳҳ̸Ҳ̸ҳ هیــزمی ҳ̸Ҳ̸ҳҳ̸Ҳ̸ҳ بــودمــــ... بــرایـــِ اسـتـمـرارِ جهـنـّـمــــِ آغـوشـتــــ... خـاکـسـتـر کهـــ شـدمـــ رهــایـمـــ کـردی!!
بگذار روزگار هرچقدر میخواهد پیله کند، چه باک، وقتی یقین داریم که پروانه میشویم ...
آدمها ... : ... وقتی کودکند می خواهند برای مادرشان هدیه بخرند ولی پول ندارند . ... وقتی که بزرگتر می شوند ، پول دارند ، ولی وقتِ هدیه خریدن ندارند. ... وقتی که پیر می شوند ، پول دارند ؛ وقت هم دارند ، ولی مادر ندارند !
کسی که همیشه سعی میکنه بقیه رو شاد کنه بیشتر از همه تنهاست اون رو تنها نذارید چون هیچوقت به شما نمیگه که بهتون نیاز داره …
قلب کال مـن در فصل دست های تــو می رسـد فصـلی برای تمـــــام رؤیــاها دستــی برای تمـــام فصل ها . . .
#محمد-حسین عزیز باورم نمیشه خب #دیدگاه باز !!! : ) !
میسی عسیسم
قربونت خانومي
سميرا اواتارت خودتي؟
اوهوم عسیسم
درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند معنی کور شدن را گره ها میفهمند سخت است بالا بروی ساده بیای پایین قصه ی تلخ مرا سرسره ها میفهمند یک نگاهت به من آموخت که درحرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها میفهمند . . .
دیدگاه باز
قرررررررررررررررررررررررررررررررررررربونت محمد حسین #گل
#سارا جان فدات #مهدی جونم
اشکهایم که سرازیر میشوند، دیری نمی پاید که قندیل می بندند...! عجب سرد است هوای نبودنت....
فدات مهدی جان ..
قرررررررررررررررررررررررررررررررررررربونت
من ... از اینکه دوستام نیستند .. دلم میگیره ... حالا بعد از 3 روز یکی از بهترین دوستام ( گلپری ) آمده ... خوشحال هستم ....
مرسی محمدحسن همیشه شاد باشی و خندون
محمد حسن !!!!
واااااااااای ببخشیییییییییییییدددددددددددددددددددد محمدحسین
خدارا.......... در کودکي بازي در جواني مستي در پيري سستي پس کي خدا را جُستي؟
شاید سالها بعد. . .
13 سال و 29 روز و 15 ساعت و 34 دقيقه قبلدر گذر جاده ها . . .
بی تفاوت از کنار هم بگذریم . . .
و
بگوییم
آن غریبه. . .
چقدر شبیه خاطراتم بود.........