الهــــ ه
راستي فردا هم امتحان اخر رو ميدم و خلاص ، 5 صَفه بود خوندمش ، اوشين رو ديدين ؟ مادرشوهره رو بديد دست من شيك تيكه پارش كنم ، اون ريوزوي بي عرضه رو يكي از برق بكشه ، خر ، اصن به فكر تاكِشي كوپولو نيستن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عمري را تلف کردم تا بفهمم فهميدن همه چيز لازم نيست ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
«او به آن صورت بزرگ خیره شد.چهل سال طول کشیده بود که بفهمد چه لبخندی پشت آن سبیل تیره مخفی است. چه بیرحم، سوء تفاهمی اجتناب پذیر . چقدر خودسری و نادانی، که دست رد بر سینه ی او زدی !دو قطره اشک که بوی جین می داد به روی دو طرف بینی او غلتید.اما اوضاع رو به راه بود،همه چیز درست بود، ستیز تمام شده بود.او در جنگ ضد خودش پیروز شده بود.او برادر بزرگ را دوست داشت»
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
«به نظر می رسید لذتی سهمناک از ترس و کینه جویی،آرزویی برای کشتن،شکنجه کردن، له کردن صورتها با چکشی بزرگ، مثل یک جریان الکتریکی بین همه ی مردم جاری شده بود که انسانها را بر ضد خودشان می گرداند و آنها را دیوانه می کرد.و خشمی عجیب، هیجانی مهار نیافتنی که می توانست از یک هدف به هدفی دیگر تبدیل شود مثل شعله ای سوزان»
مبارکه
13 سال و 3 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 7 دقيقه قبلممنون
13 سال و 3 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 6 دقيقه قبل