اینجا مینویسم شاید گذر زمان تو را هم یه روز برای خواندن این مطلب به اینجا بکشاند من همانم که با اینکه میدانستم تو نمیتوانی با من باشی ولی باز دوستت داشتم . . .
میدانستم بیشتر حرفهایت برای این است که دلم را نشکنی وگرنه مرا نمی خواستی اما باز من دوستت داشتم . . .
میدانستم یک روز من هم برایت مثل بقیه می شوم و تکراری اما باز دوستت داشتم . . .
لالا، لا،لا همه در خواب نازن
دیگه چیزی ندارن تا ببازن
بخواب آروم نه اینکه وقت خوابه
بخواب ای گل که بیداری عذابه و عذابه
نترس از دست بی قانون فردا
بخواب جونم که قانون داره دنیا
بخواب آروم گل گلدون خونه
که بیرون تا بخوای نامهربونه
لالا، لا،لا که قلبم زیر و رو شد
که دست عاشقم پیش تو رو شد
که بازم این دلم دیوونگی کرد
که این دیوونه با عشق زندگی کرد
بخواب ای گل الهی در نمونی
نگیره بغضت از نامهربونی
بخواب جونم که درها رو ببندم
نخوای از من که با گریه بخندم
بخواب آروم که خورشیدم خاموشه
اونم باید بره چیزی بپوشه
اونم طاقت نداره توی سرما
اونم غافل شد ازحال دل ما
همه اینجا غریب اندر غریبن
همه از بی نیازی بی نصیبن
الهی کوربشم گر دیده باشم
میگن اینجا همه مردم فریبن
چه بی قانونه قانونش
چقدر بی برکته نونش
به نرخ مفت جون کندن
شده چیزای ارزونش
نمیدونی چقدر سخته
اون کارای آسونش
همش بغض وهمش بغضه
روی لبهای خندونش
نترس ازدست بی قانون فردا
بخواب جونم که قانون داره دنیا
مــَـن بـي تــو
12 سال و 11 ماه و 24 روز و 22 ساعت و 40 دقيقه قبلشعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛
تـــو بــي مـَـن
چــِـه خــواهــي کرد
اصـــلا"
يــــادت هَستـــ
كــِــه نيستــَـمــ ...؟