❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من خدا را دارم ، کوله بارم بر دوش ، سفری می باید... سفری بی همراه ، گم شدن تا ته تنهایی محض , سازکم با من گفت: هرکجا لرزیدی ، از سفر ترسیدی ، تو بگو از ته دل ; من خدا را دارم... من و سازم چندیست که فقط با اوییم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همیشه دلیل شادی کسی باش، نه شریک شادی او و همیشه شریک غم کسی باش، نه دلیل غم او
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ای سر چشمه ی محبت ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی تو هوای دلم را با طراوت کردی زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گر چه در خود شکستیم صدایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سروبایی نکنیم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دود سیگارم را هزاران بار به تو ترجیح می دهم , کم رنگ است ولی دورنگ نیست جای ِ خالیت پر نمیشود دیگر؛ حتی…با خودت! …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من چیستم؟ لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ