❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمی دانم كه دانست او دلیل گریه هایم را ؟ نمی دانم كه حس كرد او حضورش در سكوتم را ؟ و میدانم كه می دانست زعاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده كه من اینگونه دل بستم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قانون تو تنهایی من است . . . . و تنهایی من قانون عشق ! عشق ارمغان دل دادگیست . . . . و این سرنوشت سادگیست ! چه قانون عجیبی . . . . چه ارمغان نجیبی . . . . و چه سرنوشت تلخ و غریبی . . . . که هر بار ستاره های زندگیت را ، با دست های خود راهی آسمان پر ستاره کنی . . . . و خود در تنهایی و سکوت . . . . با چشم های خیس از غرور ، پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی . . . . و خاموش و بی صدا . . . . به شادی ستاره های از تو گشته جدا ، دل خوش کنی . . . . و باز هم تو بمانی و . . . . تنهایی و . . . . دوری . . . . !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یادمان باشید که ... من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو یا شیطان صفت باشم ، من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم، من میتوانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم، چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است. و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ، من را خودم از خودم ساختهام، تو هم به یاد داشته باش منى که من از خود ساختهام، آمال من است، تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند. لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى. میتوانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم. میتوانى از من متنفر باشى بىهیچ دلیلى و من هم ، چرا که ما هر دو انسانیم. این جهان مملو از انسانهاست ، پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد. تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم، قضاوت و صدور حکم ب
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگی باید کرد
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه باید روئید در پس این باران
گاه باید خندید با غمی بی پایان
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه پاییز است من به پایان دگر نمی اندیشم که همین دوست داشتن زیباست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دل آدمها که قيمت نداره .شکستنشم کار يک دقيقه ست .ولی حالا حالاها خوب نميشه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شايد روزی بر سنگ نام مردگان را ننويسند. آخر می گويند ، اگر گرسنه باشی سنگ را هم خواهی خورد