❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن .... از در نشد از پنجره، زوری خودت رو جا نکن .... آدمکای شهر ما، بازیگرایی قابلن .... وقتش بشه یواشکی رو قلب هم پا می ذارن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
… وقتی دیدم که نبود… وقتی شنیدم که نخواند…! …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امیدوارم امشب که می خوابی سفر زیبایی داشته باشی به دنیای رویاها عزیزترینم ، تا برگردی به انتظارت بیدار میمونم . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
توی زندگی عاشق شدن نه برنامه ریزی شدست و نه با دلیل اتفاق میفته اما وقتی که عشق حقیقی باشه تبدیل میشه به برنامه ی زندگیتون و دلیل زنده بودنتون!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دنبال نگاه ها نرو ، ممکنه فریبت بدن دنبال ثروت نرو ، چون حتی ثروت هم یه روزی نا پدید میشه دنبال کسی برو که باعث میشه لبخند بزنی ، چون فقط یه لبخنده که میتونه باعث بشه یه روز خیلی تاریک، کاملا روشن به نظر بیاد . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عمری که اجل در عقبش میتازد...... هر کس که غم و غصه خورد میبازد! پس غصه نخور ای عاقل........... دنیا به دمی کار تو را میسازد......!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آوای تنفس زمین، بیدارم می سازد. لحظه ای طولانی به پیرامون می نگرم تا زمان و مکان را در یابم. آنگاه برمی خیزم و به سوی پنجره ای می روم که مدتهاست بسته مانده است. زمین لبریز از لبخند بنفشه ها، زندگی را فریاد می زند و آسمان لبریز از رهایی چلچله ها، سکوت را می شکند. قطرات باران بر شیشه پنجره راه می گشایند. افق در دوردست، بلندی راه پیش رو را یاد آورم می شود و عقربه های ساعت،کوتاهی زمان باقیمانده را بیادم می آورد. زمان رفتن فرارسیده است. باید فصلی نوین را بر کتاب هستی ام، به رشته تحریر آورم. آخرین کلمه را در آخرین سطر این فصل می گنجانم . و پنجره را می گشایم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آندم که بر روی برگ زرد چهره ی خسته ام دانه های شبنم آرزو به میهمانی می نشینند،... آندم که دلم شیشه ی رحم میشود وسنگدلان سنگ بیرحمی،... آندم که همچو محکومی که منتظر آخرین کلام قاضی باشد، منتظر آخرین حکم سرنوشت هستم،... آندم که تنهایی رابا نوای بلند غریبی به گوش تار و پود دلم زمزمه میکنم،... آندم که با صدایی غمناک بر فضای غبارآلود دلم ناله ی اشک سر میدهم،... آندم که قلبم به تاراج سنگدلان میرود وهیچ برایم نمی گذارند جز اشک و آه،... آندم که از جاده های سرنوشت میگذرم و به دره های تاریک شکست میرسم،... آندم که از تابش مستقیم غمها تمام وجودم میسوزد و تمام درونم خاکستر میشود،... آندم که خود را از همه جدا ،به طوفان سرنوشت می سپارم،... آندم که دریای امیدم طوفانی میشود و آنرا آرامشی نیست،... آندم که کاخ آرزوهایم در سکوت و تنهایی و نومیدی فرو میرود و خاموشی تمام وجودم را فرا میگیرد،... آندم مرا دریاب...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خداحافظ :
ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ :
ولی این یعنی در اندوه تو میمیرم
دراین تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم و بی تو
لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگه یه جایی توی یه راهی به یه در بزرگی برخوردی که یه قفل خیلی محکم هم داشت از باز کردنش ناامید نشو چون اگه قرار بود باز نشه جاش دیوار می زاشتند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غصه من از تنهایی خودم نیست .... از آدمهایی هست که تنهات گذاشتن .... {درد دل خودم }