❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو می چکد اگر باران بند بیاید از این خانه می روم . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من زندگی را از درختان آموختم ، شکست را پذیرفتم و دوباره جوانه زدم .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نفس برآمد و کام از تو بر نمیآید / فغان که بخت من از خواب در نمیآید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بی الف قامت رعنای وجودش؛
به جانم و به جانم که " جهانم " جهنم است ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از این شب های بی پایان، چه می خواهم به جز باران که جای پای حسرت را بشوید از سر راهم نگاه پنجره رو به کویر آرزوهایم و تنها غنچه ای در قلب سنگ این کویر انگار روییده... به رنگ آتشی سوزان تر از هرم نفسهایت، دریغ از لکه ای ابری که باران را به رسم عاشقی بر دامن این خاک بنشاند نه همدردی، نه دلسوزی، نه حتی یاد دیروزی... هوا تلخ و هوس شیرین به یاد آنهمه شبگردی دیرین، میان کوچه های سرد پاییزی تو آیا آسمان امشب برایم اشک می ریزی؟ ببارو جان درون شاهرگ های کویر آرزوهایم تو جاری کن که من دیگر برای زندگی از اشک خالی و پر از دردم ببار امشب! من از آسایش این سرنوشت بی تفاوت سخت دلسردم. ببار امشب که تنها آرزوی پاک این دفتر گل سرخی شود روزی! ودیگر من نمی خواهم از این دنیا نه همدردی، نه دلسوزی، فقط یک چیز می خواهم! و آن شعری به یاد آرزوهای لطیف و پاک دیروزی...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . غضنفر میره مکه با خودش آر پی جی میبره میگن این دیگه برا چیه؟ میگه با این سنگا که شما می زنین شیطون نمیمیره ! .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نگو مرا نمیخواهی ، منی که به پایت نشستم و با همه چیز ساختم نگو مرا نمیخواهی ، تو نمیدانی از انتظار به تو رسیدن تا انتظار تو را دیدن همه ی موهایم سپید شد نگو مرا نمیخواهی ، تو که حرفهای مرا نمیخوانی ،تو که نگفتی تا آخرش نمیمانی ، منی که دلم خوش بود به اینکه تو را دارم تا همیشه….