❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شب یعنی یاد تو صبح یعنی دلتنگم برای تو ظهر یعنی انتظار تو عصر یعنی رویای دیدار تو و تو یعنی تمام لحظه های من . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می خواستم برایت هدیه ای بفرستم ، نسیم گفت مرا بفرست تا موهایش را نوازش کنم ، باران گفت مرا بفرست تا صورتش را بشویم و اشکهایش را پاک کنم ناگهان قلبم گفت مرا بفرست نا دوستش داشته باشم و تو همه وجودم شدی .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه نداشتن شانه هاي محكمي است كه بتواني به آن تكيه كني و از غم زندگي برايش اشك بريزي.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها، ناخودآگاه لبخندی روی لبانت می نشاند دوست دارم این لبخند های بیگاه… و آن بعضی ها را… . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تمام قندهای توی دلم را آب کردم برای تو ... تویی که چایت را همیشه تلخ می خوری . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
انسانها را از زیستن بشناس , در گفتن همه آراسته اند ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در شادی من شریک باش ای ساعت / در فکر لباس شیک باش ای ساعت / تعجیل بکن ، دلم برایش تنگ است / کم عاشق تیک و تاک باش ای ساعت .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمی دانم چه هنگام از کدامین راه… ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت…