روزگارا: تو اگر سخت به من میگیری، با خبر باش که پژمردن من آسان نیست، گرچه دلگیرتر از دیروزم، گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند، لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست زندگی باید کرد...!
@Elham هشدار:اگر متوجه مهربانی ناگهانی،گل خریدن،ظرف شستن و...........از جانب شوهر خود شدید،فریب نخورید!انها در کمین کادوی روز مرد نشسته اند(سازمان زنان باهوش)
دروغ میگفت, دیگری را دوست می داشت بارها گفتم :دوستم داری ؟ گفت:آری,تا دیری خاموش بودم ولی آخر از پای شکیب افتادم گفتم راست بگو تو را خواهم بخشید . گفت: نه. گفتم هر چه سنگین هم باشد خواهم گذشت . عاقبت با آرزوی فراوان پیش آمدی وگفتی دیگری را دوست دارم. گفتم : بارها به من دروغ گفتی و این بار من به تو دروغ گفتم تو را نخواهم بخشید.
ده زن و یک مرد به طنابی آویزان بودند. طناب تحمل وزن یازده نفر را نداشت. باید یکنفر طناب را رها می کرد وگرنه همه سقوط می کردند. مرد گفت من در تمام عمر همیشه عادت داشتم که داوطلبانه خودم را وقف فرزندان و همسرم کنم و در مقابل چیزی مطالبه نکنم. من طناب را رها می کنم چون به فداکاری عادت دارم. در این لحظه زنان سخت به هیجان آمدند و شروع به کف زدن کردند.............