❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من باید برم ....... بای .........
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همه ی ما سالهاست که بر باد رفتیم و خودمان خبر نداریم ......... موقعی متوجه میشویم که دیگر امیدی به بازگشت نیست .......
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هرگز نمیرد آنکه دلش با عشق زنده شد .........
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
داره نامه اداری مینویسه,,,میپرسه ”آلاینده” دیکتش چطوریه؟؟!! میگم الف,ی,…. میگه ” آ ”ی باکلاه؟؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــ… ” آ “ی با کت شلوار و اون کروات صورتیه!!!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
صبح زود دارم میرم سر کار ، رفیقم جلومو گرفته ، میگه کجا داری میری ؟ سر کار ؟! گفتم پــ نه پــ ، دارم میرم خونه مادربزرگ ، بخورم پفک نمکی ، چاق بشم ، چله بشم ، بعد بیام تو منو بخور !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به بابام میگم امسال می تونید روزه بگیرید؟ میگه:ماه رمضون؟ میگم:پـــَ ن پــــــَ ژانویه!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به غضنفر می گن با شاش جمله بساز ، میگه : با احد و داداشاش رفتیم سینما ، می گن احمق منظورمون جیش بود ، می گه: اهان آبجیشم بود !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
موسی سر عصایش را به طرف فرعون گرفت ، پس فرعون هراسید و چشمانش از شدت ترس خیره گشت ، موسی گفت: ببین از اونجا که نگاه میکنی کج نیست !؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کبوتر اولی : بق بق بقووو ، کبوتر دومی : بق بق بقووو؟؟؟؟ ، کبوتر اولی : پ ن پ قوقولی قوقو !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شب ساعت ۱۱ اومدم خونه بابام آیفونو برداشته میگه میای بالا؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ آشغالا رو که میاری پایین ماهیانه منم بیار !!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه اااا می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بسته سیگارمو گرفته که از توش سیگار برداره…میگه اِ اِ اِ همین یه نَخه؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ این یه دونه چشم گذاشته,بقیه رفتن قایم شدن!!!..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خانومه وایساده بود جلوی پله برقی نمیرفت روش. دوستم میگه یعنی میترسه؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ مونده با پای چپ بره ثواب داره یا با پای راست.
قان قان
15 سال و 1 ماه و 13 روز و 21 ساعت و 33 دقيقه قبل