❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آرزوهایت بلند بود دست های من کوتاه تو نردبان خواسته بودی من صندلی بودم با این همه فراموشم مکن وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای و به ماه فکر می کنی. . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . برای دیدارت زمان را تعیین نمیکنم شاید ساعت حسادت کند و خواب بماند . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد! تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا امیدی ، شکنجه رو حی ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگی ، پشیمونی، بی خبری و دلواپسی و .... ! برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!! متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه