❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی سکوت دوست معجزه می کند و تو می آموزی که بودن همیشه در فریاد نیست.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
صافي ابر مرا ياد تو انداخت .. رفيق - تو دلت سبز ؛ لبت سرخ ؛ چراغت روشن ؛چرخ روزيت هميشه چرخان ؛ نفست داغ تنت گرم ، دعايت با من.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دل من نرمتر از جنس حریر دلم از جنس بلور گر تورا قصد شکستن باشد سنگ بی انصا[!]ت یک تلنگر کا[!]ت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سلام عزیز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب که میاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات..؟ اجازه هست بیای پیشم یه کم بگم دوست دارم؟ تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی کسی بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم اجازه هست خیال کنم تا آخرش مال منی..؟ خیال کنم دل منو با رفتنت نمی شکنی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی
..
14 سال و 5 ماه و 17 روز و 7 ساعت و 35 دقيقه قبلدرويشي قصه زير را تعريف مي كرد:
يكي بود يكي نبود مردي بود كه زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود.
وقتي مُرد همه مي گفتند
به بهشت رفته است آدم مهرباني مثـل او حتما ًبه بهشت مي رود.
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ي كيفيت فراگير نرسيده بود و استـقبال
از او با تشريفات مناسب انجام نشد.
فرشته نگهباني كه بايد او را راه مي داد نگاه سريعي به فهرست نام ها
انداخت و وقتي نام او را نيافت او را به جهنم فرستاد.
در جهنم هيچ كس از آدم دعوت نامه يا كارت شناسايي نمي خواهد هر
كس به آنجا برسد مي تواند وارد شود.
مَرد وارد شد و آنجا ماند . . .
چند روز بعد شيطان با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه فرشته نگهبان را
گرفت و گفت:
« اين كار شما تروريسم خالص است! »
نگهبان كه نمي دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد: چه شده ؟
شيطان كه از خشم قرمز شده بود گفت:
« آن مَرد را به جهنم فرستاده ايد و آمده وكار و زندگي ما را به هم زده.
از وقتي كه رسيده
نشسته و به حرف هاي ديگران گوش مي دهد و به درد و دلشان مي رسد.
حالا همه دارند درجهنم با هم گفت و گو مي كنند
يكديگر را در آغوش مي كشند و مي بوسند.
جهنم جاي اين كارها نيست! لطفا ً اين مَرد را پس بگيريد!! »
وقتي قصه به پايان رسيد درويش گفت:
« با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف در جهنم افتادي
خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند! »