❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم! دیگه دوستت ندارم ….. وچقدر دلم میخواهد بشنوم: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری ….. مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست ! اما …. نمیدانم چه حکمتیست که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود : به جهنم … !!! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . من از تمام آسمـــان یک بــــاران را میخواهم و از تمــــام زمین یک خیابان را … و از تمام تو یک دست ڪه قفــــل شده در دست مـن.. . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با تو از عشق میگفتم از پشیمانی و از اینکه فرصتی دوباره هست یا نه ؟!… در جواب صدایی بی وقفه می گفت: “دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد!!!”
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
.
هنوز هم از تمام کارهای دنیا ، دلبستن به دلت بیشتر به دلم میچسبد
.
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من آن گلبرگ مغرورم که ميميرم ز بي آبي ولي با خفت و خواري پي شبنم نمي گردم