❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به قدری آدم دلرحمی هستم که در زمستانها وقتی میخواهم به کسی سیلی بزنم قبلاً دستم را روی بخاری گرم میکنم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بهترین منظرهای که در زندگیام دیدهام در یک شب تابستانی بود که ماه از حرکت بازمانده بود و تمام ستارهها جمع شده بودند و آن را هُل میدادند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از گذشته بگذر و حال را بساز و به آینده امیدوار باش
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پریز برق دو سوراخ داره، یكیش میگیره و با همدستی با اون یكیش آدمو می کشه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سایۀ چهار نژاد یکرنگ است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همیشه میگفت تو نیمه گم شده من هستی؛ وقتی ترکم کرد فهمیدم که از شوق پیدا کردن نیمه گم شدهاش, خودش را گم کرد!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
" مرگ فرصت نداد بقیه آرزوهایم بر باد رود."