❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وصیت کرده ام سنگ قبرم را پشت و رو بگذارند تا بتوانم با مطالعه نوشته های آن اوقات فراغتم را پر کنم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهي موقع راه رفتن فراموش مي كنم كه دارم مي روم يا مي آيم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمک زیاد در خانه باعث شورش در خانه شد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بلبل مرتاض، روی گل خاردار مینشیند!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سيم ِ آخر ، صدای خوشی ندارد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زلزله ، کابل برگردان خط زندگی است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نصیحت کردن در خانواده ها باید ساماندهی بشه ینی مثل معاینه فنی یه برچسب بزنن روت که قبلا نصیحت شدی دوباره یکی نیاد در مورد همون موضوع حرف بزنه ! ... والا