❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باران که میبارد همه پرندها به دنبال سر پناهند اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتراز ابرهاپرواز میکند این دیدگاه است که تفاوت را خلق میکند…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق نمی پرسه که تو کی هستی؟ عشق فقط میگه تو مال منی عشق نمی پرسه که اهل کجایی فقط میگه تو قلب من زندگی میکنی عشق نمی پرسه که چی کار می کنی؟ فقط میگه باعث میشی قلب من به ضربان بیفته. عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ فقط میگه همیشه با منی . . . عشق نمی پرسه که دوستم داری؟ فقط میگه دوستت دارم . . . حتی اگر بیمار باشی ♥
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تڪیـﮧ گـآهَم بآش ! میخـوآهَم سَنگـینی نِگـآه ایـن مَرבمِ حَسـوב شَهـر رـآ تـو هـَم حـِس کنـی . . . ایـن مَرבم نمیتَـوآننـَב ببیننَـב בست هآیِمـآن تـآ این اَنـدآزه بِہم می آینـב . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تا زنده ام میگویم که دوستت دارم، اما زمانی که از این دنیا رفتم در وصیتم مینویسم که بر روی سنگ قبرم بنویسند که خیلی دوستت داشتم و در آن دنیا نیز فراموشت نخواهم کرد .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هـر چـقــــــدر هـم جـفـت بـیـــــاورم فـایــــده ای نـدارد؛ فقـــط تـــــــو جـفـت مـنـی . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بـه کــوریـه چشــم همــه !!
یکــروز
در شلــوغ تــرین نقطــه شهــر
دیــوانه وار
مــی بــوسمــت . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بعضی آدمها بوی خوب دارند حتی وقتی دورند. دلت که براشون تنگ میشه بوی خوبشون تو ذهنت میپیچه و اونقدر دلت هواشونو میکنه که دوست داری محکم بغلشون کنی . . . ! ♥
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نازنینم عشقم را نه از روی جملات نامه هایم بلکه از چشمانم بخوان . کلمات ، عشق باشکوه مرا حقیرو کوچک میکنند . برای فهمیدن معنی نگاهم دنبال کتاب ها نرو جوابش را در قلبت خواهی یافت .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یک حبه قنــــــد ، درفنجـــان قهـــوه ی تلخ شیرین نمیشـــود . . . ! دو حبه قنــــد ، سه حبـــه ، چهار ، پنج . . . اصلاً تو بگــو . . . یک دنیـــــــــا قنـــد در این دنیای تلخ ، نه ، اگـــر تــو نباشــــی فالِ این زندگی شیرین نمیشـــــود . . . ♥
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آهاے همیشگے ترینم! تمام فعل هاے ماضے ام را ببر . . . چہ در گذر باشے چہ نباشے براے من استمــــــــــــــــــــــــــــــــــــرارے خواهے بود . . . من هر لحظه تو را صرف مے کنم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلــم یــه رمــان میخــواد اولــش "من" و "تــو" بـاشیــ آخــرش "مــا"....!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باز باران ، بی طراوت ، کو ترانه؟! سوگواری ست ،رنگ غصه ، خیسی غم ، می خورد بر بام خانه ، طعم ماتم . یاد می آرم که غصه ، قصه را می کرد کابوس ، بوسه می زد بر دو چشمم گریه با لبهای خیسش.....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روزی که از کوچه ی احساس دلم میگذری نرم و آهسته گذر کن که دلم سخت به احساس دلت محتاج است شاید احساس دلت رنگ جدیدی بدهد به گل قالی بی جلوه ی این کنج اتاق شاید ابعاد جدیدی به دلم راه گشود که نگویم تنگست که نگویم دلتنگ و بگویم برپاست و بگویم مشتاق، پی دیدار شماست شاید آسان بشود گفت: " تحمل" و ببینی لبخند همچنان پابرجاست شاید آسان بشود گفت: سلام