❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خسته ام از تظاهر به ایستادگی از پنهان کردن زخم هایم زور که نیست ! دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....! ............اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...! چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟! خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی ..... میخواهم بکشم کنار ! از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی .....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رویـا هـا را ول کن دلم هـیـچ " تـو "یی دوستت نداشته حـتـی " تـو"هـای رویــاهـایـت نـیـز بـا " تـو " هـای دیگر رفـتـه انـد بـلـند شـو رویـــا دیـدن بس اســــــت !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هیچ انتظاری از کسی ندارم ! و این نشان دهنده ی قدرت من نیست ! مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
و اينک باران... بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشيند و چشمانم را نوازش مي دهد تا شايد از لحظه های دلتنگی عبور كنم ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
صدای قــلــــبم نیست ... صدای پای تو است كه شب ها در سینه ام می دوی ....!! فدایت...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باران که میبارد... باید آغوشی باشد... پنجرهی نیمه بازی... موسیقی باران... بوی خاک... سرمای هوا... گرهی کور دستها و پاها... گرمای عریان عاشقی... صدای تپش قلبها... خواب هشیار عصرانه... باران که میبارد... باید کسی باشد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به کلاغ ها بگویید..قصه ی من..اینجا تمام شد..یکی..بود و نبود مرا با خود برد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خواستنی های این دنیا چقدر کمند ! خـــــــــدا .... بــــــــــــاران ! و تــــــــــو ... !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هــنوز هم عاشــقانههايم را عاشــقانه براي تــو مينــويسم. هنــوز هم در ازدحــام اين هــمه بي تو بــودن از با تــو بودن حــرف ميزنم. هــنوز هم باور دارم عــشق ما جــاودانه است.........
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به چــــه تشبیه کنم نــام تو را به بــــهار یا به آبی زلال دریــــا….! ســـــاده تر می گویم تـــو تــــمامیت احساس منی …