دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

کسی ما را نمی پرسد کسی ما را نمی جوید کسی تنهایی مارا نمی گرید دلم در حسرت یک دست دلم در حسرت یک دوست دلم در حسرت یک بی ریای مهربان ماندست

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

من عاشق اون دیالوگم که پدر ژپتو به پینوکیو میگه: پینوکیو ...چوبی بمان... آدمها سنگی اند، دنیایشان قشنگ نیست

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

سالها پیش که با بچه های محله فوتبال بازی میکردیم ... یک همسایه داشتیم 4 تا دختر داشتن ..... من فوتبالم خوب بود ... هر شب ، هر وقت ساعت 11 میخواستیم بازی کنیم این 4 تا دختر میامدن نگاه میکردن ... یک روز گفتن ما هم بازی میکنیم ... بچه ها هم قبول کردن .... خلاصه فوتبالمون تا 3 طول کشید .... اونا هم زخمی و خسته رفتن خونه .... فرداش بهم گفتن این فوتباله یا جنگ خروسها ..... من و بقیه دوستان >>>>>

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

فرقی نمی کند در کدام عصر و کدام اقلیم زندگی کنی فرقی نمی کند اسمت فرهاد باشد ، رومئو یا مجنون یا شیرین یا ژولیت یا لیلی … تو را به زخم*هایت می شناسند، این نقطه ی اشتراک همه آدمهاست….

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

از تو دلگیر نیستم!!! از دلم دلگیرم که نبودنت را صبورانه تحمل میکند...........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

امروز روز دیگریست... یه روز از همان روزهای بی تو... در به در این کوچه و آن کوچه... می دانم که انتهای یکی از همین کوچه ها منتظری! ولی در کوچه هایی که پی تو می گردم همه بن بست است... دلم آشوب و ضربان قلبم ناآرام! بگو کدامین کوچه انتهایش دیدار توست؟

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

عشق ِ بچگانه از یک قاعدۀ کلی پیروی می کند:"به خاطر اینکه عاشق شده ام عاشق هستم." عشق ِ کامل از یک قاعدۀ کلی پیروی می کند:"به خاطر اینکه عاشق هستم عاشق شده ام." عشق ِ نابالغ می گوید:"به خاطر اینکه به تو نیاز دارم عاشق تو هستم." عشق ِ کامل می گوید:"به خاطر اینکه عاشقت هستم به تو نیاز دارم."

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

عشق پيروزي تخيل بر عقل است.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

کسی که همیشه سعی میکنه بقیه رو شاد کنه بیشتر از همه تنهاست اون رو تنها نذارید چون هیچوقت به شما نمیگه که بهتون نیاز داره …

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

کاش همان موتوری که باهاش تصادف کرده بودم ... مرا زنده نمیذاشت ... کاش ... زنده نبودم ... کاش برای همیشه خاموش میشدم ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

دنیا را بد ساخته اند.... کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد.کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم ایین هرگز به هم نمی رسند .و این رنج است .زندگی یعنی این

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

سکوت را بر خودت تحمیل نکن. هیچ چیز را بر خودت تحمیل نکن. شادی کن؛ آواز بخوان. بگذار ذهنت خسته شود. آنگاه رفته رفته لحظات کوچکی از سکوت و آرامش واردت میشود.

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

این روزها با هر که دوست می شوم... احساس می کنم آنقدر دوست بوده ایم... که دیگر وقت خیانت است..

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

تو ماه را بيشتر از همه دوست داشتي... و حالا ماه هر شب تو را به ياد من مي‌آورد مي‌خواهم فراموشت كنم اما... اين ماه با هيچ دستمالي از پنجره پاك نمي‌شود...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت : . می آید ، من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا نشست . فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست . گنجشك گفت : لانه كوچكی داشتم ، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی كسی ام . تو همان را هم از من گرفتی . این طوفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم كجای دنیا را گرفته بود ؟ و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد . فرشتگان همه سر به زیر انداختند . خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمین مار پر گشودی . گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت : و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی. اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت . های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد