❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مدتهاســــــت مجازی میخندیم مجازی شادیم مجازی عاشق می شویم مجازی همدیگر را دلداری میدیم امــــــــــــــــا واقعی تنهاییم واقعی درد می کشیم واقعی از عشــــق های مجازی لـطمه میبینیم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به گمانم یادت پنجره احساسم رامیکوبد.. زیرا در دلم هوای دلتنگی شدیدی به پاست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سَر ِ ميــز ِ شـــآم.. يـــآدَت كـِہ مے اُفتَم ... بُغض ميكـُنم !! اشك دَر چـِشمــآنَم حَلقـہ مے زَنَد هَمـہ مُتعجب نـِگـآهَم مے كـُنند .. لَبخنـــــد مے زَنَم و مے گـُويَم: چـِقَدر دآغ بــُــود !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گریه در گریه با خودم گفتم جان افلاک پشت پنجره هاست... آی مردم... تماااااام هستی ما در همین خاک... پشت پنجره هاست...♥ یا اباصالح المهدی... ادرکنی...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بر امت من زمانی پیش آید که از قرآن جز خط و نشان آن و از اسلام جز نام آن باقی نماند، خود را مسلمان بنامند در حالیکه نسبت به اسلام از مردمان دیگر دورتر باشند، مسجد های ایشان از جهت بنا و ساختمان آباد، ولی از نظر هدایت ویران است؛ یعنی کسی در آن به طرف خدا و دین خدا هدایت نمیشود....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قرآن! من شرمنده ام، اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هروقت در کوچه مان نوایت بلند میشود؛ همه از هم می پرسند: چه کسی مرده است؟!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کـــهنه کــه می شــوَد رویِ گَردو خـــاک تَنـــَم یــادگــاری نــوشت ...بنویس و برو... !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روزگارم این است: دلخوشم با غزلی تکه نانی، آبی جمله ی کوتاهی یا به شعر نابی و اگر باز بپرسی گویم: دلخوشم با نفسی حبه قندی، چایی صحبت اهل دلی فارغ از همهمه ی دنیایی دلخوشی ها کم نیست، دیده ها نابیناست...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چقدر دوست داشتم دیگران حرفهایم را بفهمند و چقدر دوست داشتم نگاه خیس مرا درک کنند چقدر دلم می خواست یک نفر به من بگوید چرا لبخندهای تو اینقدر بی رنگ است اما کسی نبود همیشه من بودم و تنهایی و این دفتر شعرم ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رفتار عاشقـــــانه ی زن را بایــد از دلتنگـــــــــــــــیش فهمید ... از شـــوقُ بی تابیـــــش برای دیدار ... از حس کودکانــــه اش برای آغــــــــوش ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آه از طلا ... از این فلز فساد ناپذیرِ فساد برانگیز ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خسته ام... از صبوري خسته ام... از فريادهايي كه در گلويم خفه ماند... از اشك هايي كه قاه قاه خنده شد... و از حرف هايي كه زنده به گور گشت در گورستان دلم آسان نیست در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را ، در بی پناهیت در پشت هزاران دروغ پنهان کنی . . . این روزها معنی را از زندگی حذف کرده ام ... برایم فرق نمی کند روزهایم را چگونه قربانی کنم....!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دیگــر نـه از حــادثــه خبـــرى هسـت...و نــه از اعجــاز چشــم هـــاى آشنــا ...از دلتنگــى هـــایــم كــه بگــذریــم ، تنهـــایــى تنهـــا اتفـــاق ایــن روزهـــاى مــن اسـت!!!