❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایـــــــــا ... دهانم را بو کن !... ببین ... بوی سیب نمیدهد ! من هیچ وقت آدمی نداشتم که برایم ســــــــیــب بچیند ! میدانی یک حوا بدون آدمش چقدر تنــــــــــها میشود ؟! میدانی محکــــــــوم بودن چقدر سخت است ... وقتی که گناهی نکرده باشی و حتی سیبی را نبوییده باشی ؟! میدانی آدم ها بعضی از حواهایت میگذارند و میروند ؟! میدانی که میروند و جلوی چشم حوا ، آدم دیگری میشوند ؟! نمیــدانــــــــــی !... تو که آدم نداشته ای هیچ وقت ! ولی اگر میدانی و باور کرده ای خستگی ام را ، این حوا را ببر پیش خودت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هرگز تسلیم نشوید معجزه ها هر روز رخ می دهند شاید فردا روز شما باشد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غمگینــم... مثله عکسـی در اعلامیــــه ی ترحیـــــم ! کـــه "لـــبخنــدش" .. دیگــران را "مـی گــریـاند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زینب جان! شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما "بی حسین" شدن تو بود، و شرمنده تر آنکه تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم. یا حسین (ع)
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم در ساحل کنار دریا ایستاده ای هوای سرد صدای موج انتظار انتظار انتظار به خودت می آیی یادت می آید دیگر نه کسی است که ازپشت بغلت کند نه دستی که شانه هایت را بگیرد نه صدایی که قشنگ تر از صدای دریا باشد اسم این(تنهایی )است که البته براي من اين تهايي داره به پايان ميرسه...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ادم باید یکیو داشته باشن که هر وقت خسته پکر داغون عصبی و مریض بودی ازت نپرسه چرا؟ فقط دستت رو بگیره و بگه : بلند شو بریم یه دور بزنیم، دوست ندارم این شکلی ببینمت..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گذشته ی من گذشت ..! حتی می توانم بگویم درگذشت... و من برایش ماهها و روزها سوگواری و سکوت کردم ..... خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاشهای فراوان گفتم ..! ولی دیگر بس است ! من به شروعی دیگر می اندیشم و به شروع زندگی دیگر و حس ناب تازه شدن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رسم عاشقی این نیست که بگویی مرا دوست داری و بعد از مدتی مرا تنها بگذاری. رسم عاشقی این نیست که مرا به اوج قله احساسات ببری و بعد مرا از همان جا رها کنی. این رسمش نیست که پا به پای من بیایی و روزی رفیق نیمه راه شوی. این رسمش نیست که قلبم را بگیری و آن را بازیچه خودت کنی. این رسمش نیست که مرا در آغوش بگیری و هوس را به جای عشق برایم معنا کنی. یکرنگ باش ای تو که ادعا میکنی عاشقترینی ، مغرور نباش ای تو که ادعا میکنی مرا دوست داری ، تو که میگفتی تنها مال منی ، پس چرا برای همه چشمک میزنی. تو که میگفتی تنها در قلب منی ، پس چرا در قلب همه پرسه میزنی؟ وفادار باش ، ای تو که در آغاز آشنایی وفاداری در حرفهایت بود ، صادق باش ای تو که با دروغ مرا در دام خودت انداختی . یکدل باش با دلی که تنها به عشق تو مانده و خطی سرخ بر روی همه کشیده. تو که میگویی مرا دوست داری چرا اشکهایم را پاک نمیکنی ، چرا دلتنگم نمیشوی و مرا صدا نمیکنی؟ به خدا این رسم عاشقی نیست.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دستم به آرزوهایم نمی رسد آرزوهایم بسیار دورند... ولی درخت سبز صبرم می گوید: امیدی هست...خدایی هست... این بار برای رسیدن به آرزوهایم یک صندلی زیر پایم می گذارم شاید این بار دستم به آرزوهایم برسد...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بعضی چیزا رو نمی شه نوشت بعضی چیزا رو نمی شه گفت بعضی چیزا رو فقط می شه احساس کرد بعضی بغضا رو نمی شه شکست بعضی بغضا رو فقط باید قورت بدی بعضی دردا رو نمی شه فریاد زد بعضی دردا رو فقط می شه اشک ریخت.....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خسته ام از تظاهر به ایستادگی از پنهان کردن زخم هایم زور که نیست ! دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....! ............اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...! چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟! خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی ..... میخواهم بکشم کنار ! از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی .....