گاهی آدم به جایی می رسد که دست به خودکشی می زند!!!
نه اینکه تیغ بردارد رگش را بزند... نه...
قید احساسش را می زند... و تو او را بی احساس می خوانی و چه می دانی روزگار با او چه کرده ....
من شرمنده ام از بی عدالتی که کودکی تو را کشت .....
این روزها که می گذرد ، هر روز
احساس می کنم که کسی در باد
فریاد می زند
احساس می کنم که مرا
از عمق جاده های مه آلود
یک آشنای دور صدا می زند
آهنگ آشنای صدای او
مثل عبور نور
مثل عبور نوروز
مثل صدای آمدن روز است
آن روز ناگزیر که می آید
@فرشاد ..... فرشاد جان این باختمون عمدی بود ... اولا بخاطر اینکه ملت تا دیر وقت نریزن توی خیابانها شادی کنند .. دوما بخاطر اینکه نمیخواهند یک مربی خارجی اسطوره و سنبل ما بشه و سوما اینا کلا با شادی زیاد مردم مخالفند و درنهایت از همه مهمتر .. آقایونی که دلال هستند و شرط بندی میکنند .. ...
گاهی آدم به جایی می رسد که دست به خودکشی می زند!!!
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 14 ساعت و 33 دقيقه قبلنه اینکه تیغ بردارد رگش را بزند... نه...
قید احساسش را می زند... و تو او را بی احساس می خوانی و چه می دانی روزگار با او چه کرده ....
من شرمنده ام از بی عدالتی که کودکی تو را کشت .....