❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . یادت همچون خون در رگهایم جاریست . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . رفیقم اسم خانومم رو توی شناسنامه دیده. میگه: زنته؟ میگم: پ ن پ دختر همسایمونه اسمش تو شناسنامه باباش جا نشده اینجا زدن گم نشه! .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
انسان توانا وقتی کاری را شروع می کند، دو راه بیشتر برایش وجود ندارد
یا مرگ یا پیروزی
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
برای طولانی زیستن لازم نیست به روزهای زندگی اضافه شود
باید تلاش شود که زندگی به روزهایمان اضافه شود . . .
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . پارسال با او در زیر باران راه می رفتم امسال راه رفتن او را با پسر دیگری در زیر باران اشک هایم دیدم شاید باران پارسال اشک پسری دیگر بود . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فقط با دوست می توان قهر کرد غریبه ناز مارا نمی کشد.