❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . بند نمی آید دوست داشتنت ! مثل آنکه شاهرگ احساسم را بریده باشی ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . تنهاترین آدم ها یه سایه دارند باهاش حرف بزنند ، از وقتی رفتی آنقدر غرق ظلماتم که سایه ای هم برایم نمانده ! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . با تو بر مرغان دریایی امیرم / بی تو در زندان تنهایی اسیرم / با تو در کاخ وفا ارباب عشقم / بی تو در کوه جفا سنگی حقیرم . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
.
یاد ما خواه بکن خواه مکن ، مختاری / لیکن ای دوست بدان کنج دلم جا داری
.
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امروز اگر نیایی دیر میشود، سایه من از ردپای آشنای تو بر روی دلم دور میشود وهمچنان دورتر میشود تا به آغاز فراموشی یکدیگربرسیم و این یک آه حسرت است و این آخرین فرصت است .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست آنچنان که تارو پود قلب من از هم گسست می روم با زخم هایی مانده از یک سال سرد آن همه برفی که آمد آشیانم را شکست می روم اما نگویی بی وفا بود و نماند از هجوم سایه ها دیگر نگاهم خسته است راستی : یادت بماند از گناه چشم تو تاول غربت به روی باغ احساسم نشست طرح ویران کردنم اما عجیب و ساده بود روی جلد خاطراتم دست طوفان نقش بست .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا ! به هرکه دوست میداری بیاموز که : عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر میداری بچشان که : دوست داشتن از عشق برتر . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلت را سپردی به من و وعده همیشگی دادی، گفتی که با من همیشه چشمه زلال عشق در قلبت میجوشد؛ گفتی همیشه آرامی همیشه به امید بودنم زنده میمانی؛ .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به انگشتانم که می نگرم به یادت می افتم ، چون عزیزانم انگشت شمارند . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یادمان باشد که: او که زیر سایه دیگری راه میرود، خودش سایهای ندارد. . یادمان باشد که: هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را. . یادمان باشد که: زخم نیست آنچه درد میآورد، عفونت است. . یادمان باشد که: در حرکت همیشه افقهای تازه هست. . یادمان باشد که: دست به کاری نزنم که نتوانم آن را برای دیگران تعریف کنم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو با منی و من تنها هستم ، در قلب منی و من به عشق تنهایی زنده هستم، تو همنفسم هستی و نفسهایم عطر تنهایی را میدهد توهمسفرم هستی و جاده زندگی رسم غریبگی را به من یاد میدهد .