❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دو نفر ميرن سوراخ لايه اوزن رو بدوزن، خودشون مي مونن اونور!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
يه بچه اي تازه بدنيا اومده بوده، شير مامانشو نمي خورده، هر زن ديگه اي هم آوردن، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه: آهان، پدر سوخته، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خرسند شديم از اينکه امروز رنگي دگر است نه رنگ ديروز
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
يه مرده تو رستوران غذاشو ميذاره رو ميز و ميره دستشويي براي اينکه کسي به غذاش دست نزنه يه يادداشت ميذاره کنارش که کسي به غذاي من دست نزنه زيرش هم امضا مي کنه قهرمان بوکس... بعد مياد ميبينه غذاش نيست و جاش يه يادداشت که نوشته من غذات و بردم... قهرمان دو !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که یادم بیاری که همیشه به یادتم. یادت هیچ وقت از یادم نمی ره. اینو یادت باشه.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه زيباست به خاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو مردن م به عشق تو سوختن وچه نلخ وغم انگيز است دور ازتو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگيست بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ ونا شکيباست ايکاش مي دانستي مرز خواستن کجاست واي کاش مي ديدي قلبي را که فقط براي تو مي تپد حرفها ها را گاه نمي توان گفت من لحظه هاي با تو بودن را با اشکهايم تداعي مي کنم وعطر نفس هاي تورا در بند بند وجودم مي بلعم