❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش میشد در عبور از لحظه ها خورشید را فهمید
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در شب سرد زمستانی ز من تنها غمی مانده که در تنهایی شبها برایم ناله ها خوانده و مهتابی که بی نور است و یا چشمان من کور است؟ میان موج و طوفانها امید و ساحلم دور است برایم راه شب تار است دلم انگار بیمار است ولی در دل امیدی هست که از عشق تو سرشار است اگر بی سود می چرخم بدان من در پی مرگم نگو با من تو از دردت که من خود زاده دردم نگاهش سرد و دل خاموش چو فانوسی نفس مرده ولی در آخرین لحظه برایم شعر غم خوانده نمی دانم که می داند که من اندیشه ام این است چرا با من نمی خواند ؟ چرا با من نمی آید ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رویاهاتو از دست نده؛ واسه این که اگه رویاهات از دست برن زندگی عین بیابون برهوتی میشه که برفا توش یخ زده باشن.رویاهاتو از دست نده؛ واسه این که اگه رویاها بمیرن زندگی عین بال بریدهء یه مرغ میشه که دیگه مگه پرواز رو به خواب ببینه...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ميشه بیدليل دوست داشت! اما نميشه بیدليل دوست نداشت!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می ريزد بر جام دل تبسم مهربان تو اميدم به بسته به يک لحظه نگاه تو
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر نفس طاقت دوری ترا تحمل کند بايد بگويم که عشق هرگز نمی ميرد و مادرم برايم خوانده بود که روزی پرستوها به لانه باز می گردند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرداب براي به دست اوردن نيلوفر صبر مي کنه که ارامش نيلوفر به هم نخوره پس اگه کسي رو دوست داري به خاطرش صبر کن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برای دیدن تو دست میگیرم فانوس ماه طلسم راهو میشکنم میگذرم از شب سیاه به گوش کوه و در و دشت اسمتو فریاد میزنم تا هر جا هستی بشنوی که تنها عاشقت منم که تنها عاشقت منم برای دیدن تو ثانیه ها رو میشمرم برای دیدن تو من از یه دنیا دل میبرم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر اندازه که به «او» روی کنی، به همان میزان، توان، معرفت، نور، الهام، سرور و آرامش الهی در زندگی ات و همه کسانی که با تو مرتبط هستند جاری می شود و آنگاه تو سرچشمه نیرو و الهام برای بسیاری از افراد خواهی شد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سعی کن به خاطر کسی که دوستش داری غرورتو از دست بدی....نه به خاطر غرورت کسی رو که دوستش داری از دست بدی به کسی عشق بورز که لایق عشق باشه نه کسی که تشنه عشقه.چون تشنه عشق یه روز سیراب میشه