❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شرمنده ام ای نسل پس از من این ملک که گشته تلی از خاک وطن بود اینجا نه مغول حمله نموده است نه چنگیز این اوج شکوفایی بدین مام وطن بود طومار نوشتند خلیجت بشود فارس غافل که خزر رفته به تاراج خواجو شده بی آب که سر سبز شود یزد جنگل به گلستان شده آتشگه مستان گفتند کمی صبر که دروازه گشاییم این ملک شود خاردل هرزه پرستان فرهنگ وتمدن رخ از این ملک بریدند چون دون صفتان مدعی از راه رسیدند گشته جگرم خون شده آلوده هرازت نابود شده جنگل وبستان هزارت زیبایی خلخال وارس همچوسراب است حیران تو چون گردنه باجگران است ازساحل زیبای ارس تا به گلستان بازار حراجی است بدین ملک مهستان
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوستی راست می گفت " آقا حرف زیاد شنیدیم " خب من هم گفتم حق با ایشون هست. چرا بازم بنویسیم ودیگرون رو آزار بدیم همه می دونن چه خبره دیگه حرفی واسه گفتن نمونده مرد عمل هم نیستیم پس بهترین کار سکوت است . پس سکوت را پیشه خود ساختیم. سکوووووووووووووووووووووووووووووت نه آرامش
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خاموش شو، خموش! که در ظلمت اجساد رفتهرفته به جان آیند وندر سکوت ِ مدهش ِ زشت ِ شوم کمکم ز رنجها به زبان آیند. بگذار تا ز نور ِ سیاه ِ شب شمشیرهای آخته ندرخشد. خاموش شو! که در دل ِ خاموشی آواز ِشان سرور به دل بخشد. خاموش باش، مرغک ِ دریایی! بگذار در سکوت بجنبد مرگ... مرغ دریا – احمد شاملو
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنگاه که سایه ظلمت بر پهن دشت گیتی
سنگینی می نماید
و سکوت و ارامش
در میان جنگلی انبوه
و در تاریکترین اعماق
با صدایی نااشنا
به یکباره شکسته می شود
انگاه که سرخی خورشید
رو به زوال می گراید
و پهن دشت گیتی
را غباری سخت در اغوش می گیرد
و در ان هنگام که ناله جغدان
جایگزین چهچهه پرستوها می گردد
و جویبارها از حرکت می ایستند
و درختان سرو به خاموشی می گرایند
و دیو اهریمن در جستجوی شکار
در میان سکوت
پرده ها را بالا می زند
و انگاه که دایره عمر
با اخرین پیچش پرگار
به انتهای خود می رسد
و در این انتها
دشتها چون نقطه ای
و انبوه انسان ها چون ذره ای
و گهواره هستی در تلاطم اقیانوس بی کران
هر لحظه در پیچ و تاب صخره ای
خود را به فنا نزدیک می بیند
انگاه تو را می یابم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه کسی می گوید که گرانی شده است؟ دوره ارزانیست! چه شرافت ارزان! تن عریان ارزان! آبرو قیمت یک تکه نان! و دروغ ازهمه چیز ارزانتر! و چه تخفیف بزرگی خورده، قیمت هر انسان!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر ایران بجز ویرانسرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانه ها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم اگر آب و هوایش دلنشین نیست من این آب و هوا را دوست دارم بشوق خار صحراهای خشکش من این فرسوده پا را دوست دارم من این دلکش زمین را می پرستم من این روشن سما را دوست دارم اگر بر من زایرانی رود زور من این زورآزما را دوست دارم اگر آلوده دامانید اگر پاک من ای مردم شما را دوست دارم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من به خود میبالم که در این عصر یخی و در این ظلمت و این قحطی مهر دوستی دارم چون آب زلال که دلش آینه خورشید است ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خیلی وقت دیگه کسی زیر ورقمون نمی نویسه "بیست آفرین پسر گلم"
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا کجایی؟ نمی دانم بر کدامین درد بگریم. بر درد 1400 ساله حسین که در سینه دارم بر دردی که دیروز بر شهر و مردمم گذشت آه خدایا چگونه فراموش کنم کز کردن کودکی در دامان مادر را و بغض و اشک و آه پیرزنی را که نه این بار در غم حسین ع بلکه در غم فرزندان این مرزو بوم گریست خاطرات گذشته را در پیچ شمیران مرور کردم فریادهای مجاهد نستوه طالقانی را تکیه های سر پیچ تا مسجد امام حسن ع را شب عاشورا اشک ریختیم و حسین را شفیع قرار دادیم اما چه شد که صبحگاهان به یکباره همه چیز بهم خورد خدایا تو بودی؟ حسین جان تو بودی؟ آیا تو هم بر این مظلومیت گریستی؟ راستی مقصر کیست؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
احمد شاملو ....... دیدگاه .........
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آیا روزی فرا خواهد رسید که اینان نیز طعم زندگی را احساس کنند یا اینکه پایان ظلم و بی عدالتی راافسانه ای بیش نیست!!!