#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(31990 دفعه)
دختر همسایه ، دختر خوبی بود سالها پیش مرا در کوچه ی اقاقیا بوسه باران کرد یک صبح سرد پاییزی ، روی پنجره ی مه گرفته نوشت ... -خسته ام ، می خواهم تمام دنیا را قدم بزنم حالا او سال هاست ، جاده ها را قدم می زند ، بدون من دختر همسایه ، زن من بود .
همیشه آخرین سطر برایش مینوشتم " روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد " می نوشتم " روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم که هنوز دوستم داشته باشی " می نوشتم در نبودنت به تمام ذرات زندگی کافر شده ام جز ایمانِ به بازگشتِ تو امروز مینویسم یقینا آمده است ولی روزی که من از هراسِ دیوار ها خانه را که نه خودم را ترک کرده بودم .
آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز، "دلم" بند کفش هایش را نبسته بود! با همان حال، تمام دشت را دویدم تا به تو برسم؛ که مبادا پیش از من "ناز نگاهت" خریدار پیدا کند آخر شنیدم که کسی میگفت: شقایقها هم عاشق میشوند...!!!
آمدی و آنقدر محو تعبیر رویایم بودم که انگار تو را در بیداری خواب دیدم رفتی و تمام اتاقم چنان عطر تو گرفت که مست یادت دوباره به خواب رفتم ...
دختر همسایه ، دختر خوبی بود
13 سال و 3 ماه و 25 روز و 13 ساعت و 21 دقيقه قبلسالها پیش مرا در کوچه ی اقاقیا بوسه باران کرد
یک صبح سرد پاییزی ، روی پنجره ی مه گرفته نوشت
... -خسته ام ، می خواهم تمام دنیا را قدم بزنم
حالا او سال هاست ، جاده ها را قدم می زند ، بدون من
دختر همسایه ، زن من بود .