❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من گدایی دیدم، دربهدر میرفت و آواز چکاوک میخواست.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
و اگر مرگ نبود، دست ما در پی چیزی میگشت.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با گرگ دنبه ميخوره، با چوپان گريه ميكنه !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گرگ" هيچگاه گوسفندهاي "خودي" را پاره پاره نميكند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مگر ما از "گوسفندان" كمتريم كه فقط به اراده ي "چوپان" خود به هر طرف ميروند؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رودخونه همیشه برای رفع تشنگی نیست گاهی معبری ست برای رسیدن به سمت دیگر ، برای ادامه راه ، خنکای زلالی ست برای سپردن خستگی تن ، نوازشی دلخواه ، زمزمه ای نجواگونه برای آرامشی بی نظیر وقتی گوش می دهید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گذشتن یا رسیدن به خط پایان همیشه خوشایند نیست ، همیشه نشون دهنده به نتیجه رسیدن تلاشتون نیست گاهی پایان یعنی وقتتون تموم شده یا رویای طلایی شما پوچ بوده.
سلام محمد جان..ممنون
13 سال و 4 ماه و 7 روز و 21 ساعت و 46 دقيقه قبلسلام فرنوش جان ...
13 سال و 4 ماه و 7 روز و 21 ساعت و 41 دقيقه قبل