من دلم می خواهد : خانه ای داشته باشم بر دوست! دوستهایم بنشینند آرام ! گل بگویندو همه گل شنوند ... بر درش برگ گلی بگذارم ! روی آن هم بنویسم : خانه ی ما اینجاست تا که #سهراب نپرسد دیگر : خانه ی دوست کجاست؟
دوستم می گفت پیاز تنها ماده غذایی هست که می تونه اشک آدم رو در بیاره. من برای این که ثابت کنم اشتباه می کنه یه نارگیل برداشتم زدم تو سرش، اون هم کاملا به اشتباهش پی برد!
رفاقت راازگرگ بیاموز! گرگ با همنوعان خود شکارمیکند خو میگیرد و زندگی میکند ولی . . . موقع خواب یک چشم خود را باز میگذارد گویی گرگ معمای رفاقت راخوب درک کرده است