❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه شتابی ست به راه شاید...... شاید آن نقطه ی نورانی راه.... چشم گرگان بیابان باشد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از نظر آدما سگها حيوانات باوفايي هستند. ولي از نظر گرگها آنها گرگهايي هستندكه . آزادي خود را به ناني و سرپناهي فروخته اند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
داشت از تنهاییش میگفت اما.... صدای بوق پشت خطی اش امانش را بریده بود..... . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قطار مى رود تو مى روى تمام ايستگاه مى رود و من چقدر ساده ام که سال هاى سال در انتظار تو کنار اين قطار رفته ايستاده ام و همچنین به نرده هاى ايستگاه رفته تکيه داده ام . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تــــــــو قــــول بـــده بــا هـمـیـــن بـهـــار خــواهــی آمـــد… مــــن هــر روز خــانــه ی دلـــم را تــکــان خـواهــم داد !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر اغازی را پایانی است صد حیف که اغاز عشق تو پایان عمر من بود !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بـودنم را هیچ کس باور نداشت، هیچ کس کاری به کار من نداشت، بنویسید بعد مرگم روی سنگ، با خطو طی زیبا و خیلی قشنگ، او که خوابیده است در این گورستان سرد، بودنش را هیچ کـس باور نکرد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ساکنان دریا پس از مدتی صدای آب را نمیشنوند چه تلخ است قصه ی عادت...