❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روزهای تعطیل سخت تر میگذرد زیرا که میدانم … وقت داری به من بیاندیشی !!! ولی نمی اندیشی …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می خواستم بهت بگم چقدر پریشونم دیدم خودخواهیه دیدم نمی تونم تحمل می کنم بی تو به هر سختی به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی به شرطی بشنوم دنیات آرومه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یک نفر دهــــــــان خاطره ها را ببنــدد… نمیخواهم بشنوم… عذابــم میدهند…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هزار سال به سوی تو آمدم افسوس ! هنوز دوری ! دوراز من ای امید محال هنوز دوری آه از همیشه دورتری همیشه اما در من کسی نوید می دهد که می رسم به تو شاید هزار سال دیگر صدای قلب تو را پشت آن حصار بلند همیشه میشنوم همیشه سوی تو می آییم همیشه در راهم همیشه با تو ام ای جان همیشه با من باش
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غفلت کرده ای “مادر”….. پشت یک قلب “عاشق” فرزندت آرام آرام جان میسپارد و تو “فراموش کردن” را به او نیاموخته بودی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حالا تو هی بیا و بگو زن باید سنگین و رنگین باشد باید بیایند و منتت را بکشند اما من می گویم … … زن اگر زن باشد باید بشود روی عاشقیش حساب کرد که عاشقی کردن بلد باشد که جانزند، جا نماند، جا نگذارد و هی فکر نکند به یاوه هایی که عمری در گوشش خواندند من می گویم زن اگر زن باشد از دوستت دارم گفتن ها نمی ترسد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا! به هر که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. عشق تملک معشوق است دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تنها صدایت را میخواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد ... نگاهت را میخواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد ... وجودت را میخواهم تا گرمای آغوشم باشد ... دستهایت را میخواهم تا نوازشگر بی کسی اشکهایم باشد و تنها خنده هایت را میخواهم تا مرحم کهنه زخمهای زندگی ام باشد ... آری ... تنها تو را میخواهم …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
انگشتت را هرجای نقشه خواستی بگذار فرقی نمی کند تنهایی من عمیق ترین جای جهان است و انگشتان تو هیچ وقت به عمق فاجعه پی نخواهند برد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سنگین گذشت لحظه از هم جدا شدن، این بود انتهای آشنا شدن ما را به باد سپردند مثل ابر ، دردآور است در دل طوفان رها شدن ایمان بیاوریم… سنگین گذشت لحظه از هم جدا شدن، این بود انتهای آشنا شدن ما را به باد سپردند مثل ابر ، دردآور است در دل طوفان رها شدن وقتی دلی برای تو آینه می شود، انصاف نیست دشمن آینه ها شدن وقتی سکوت حنجره را فتح می کند، دیوانگی است فرضیه همصدا شدن افسوس می خورم که چرا این دریچه ها، هر روز دلخوشند به رؤیای وا شدن ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، ایمان بیاوریم به از هم جدا شدن