❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همسایمون میگفت:یه ماشین لوکس شاسی بلند دیدم که سانروفشو باز کرده بود و ۲ تا بچه سرشونو عاورده بودن بیرون مث چی حال میکردن یاد بچگی های خودم افتادم همچنین حسی رو پشت وانت تجربه میکردیم !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پـرایــــد ... فقط یـه مزیـت داره! اونم اینه که اگه دختری باهات دوست بشه ... حداقل مطمئنی که به خاطر ماشینت نبوده!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
و خدا بزرگتر از آن است که وصف شود
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گــــاهــــی اوقــــات ؛ مجبــــوریــــم بپــــذیــــریــــم : کــــه بــــرخــــی از آدمــــها ..... فقــــط میتــــواننــــد در قلبــــمان بمــــاننــــد ! نــــه در زنــــدگیمــــان .............................. !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش می توانستم راحت حرف بزنم ... چیزی بگویم از دلتنگی ... میان آدم های که در این اتاق مجازی جمع شدند ... فقط می گویم منم دلتنگم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در این شبــهای بـــارانی غــــــم انگیز است تنـــــــهایــــــی بـــــــه امـــــــید نگـــــــاهی تلــخ ، که می آیـــــی به احســــاست قســــــم یــــک شب دلم می میرد از حسرت……… ومن اهسته میگویم : تــــــو هــــــــم دیـــــگر نمی آیی …..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میان " یا حسین " گفتن و " با حسین " بودن تفاوت بسیار است . تفاوت به فاصله کوفه تا کربلا . کوفیان همه " یا حسین "گفتند اما آ نها که در کربلا حاضر شدند " با حسین" بودند . .............. خدایا کمک کن تا" با حسین " با شیم تا " حسینی " شویم .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می خواستم برایت غزلی بنویسم آنچنان در ا ند یشه ام جا گرفتی که چشمهایت بر صفحه کاغذ نشست . نگاه پراز لبخند و محبت وعشقت ذهنم راچنان سر شار کرد که عا شقا نه ها یم از یاد رفت درست ما نند زما نی که می آ یی و حرفهایم گم می شوند . پس نوشتم برایت غزلی از جنس سکوت . سر شارازاحساس همان نگاه .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
طا قت دیدن باران اشکها یش را ندارم . یادش نیست اما من از یاد نمی برم که چطور شکسته بود . خرده هایش را خودم جمع کردم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خـ‗__‗ـدایـ ‗__‗ـا . . . یـ‗__‗ـا فریـ‗__‗ـاد در گـلـ‗__‗ـویم را بگیـ‗__‗ـر یـ‗__‗ـا بغـ‗__‗ـض گـلـ‗__‗ـوگیـ‗__‗ـرم را . . . هـ‗__‗ــرکـ‗__‗ـدام راه دیـگـ‗__‗ـری را بستـ‗__‗ـه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غم نویس نیستم فقط گاه و بی گاه آب و هوای دل را مکتوب می کنم ... همین ! ... حالا اگر آسمان دل همیشه سرخ و کبود و غم گرفته است ، چه کنم ....!؟