❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کیا یادشون میاد سرمونو میگرفتیم جلو پنگه میگفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآآ آ آ آ آ آ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به گمانم یادت پنجره احساسم رامیکوبد.. زیرا در دلم هوای دلتنگی شدیدی به پاست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باران می بارد… به حرمت کداممان, نمیدانم! من همین قدرمیدانم؛ باران صدای پای اجابت است. خدا با همه جبروتش دارد ناز میخرد نیاز کن… مرا نیز دعا کن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در این شبــهای بـــارانی غــــــم انگیز است تنـــــــهایــــــی بـــــــه امـــــــید نگـــــــاهی تلــخ ، که می آیـــــی به احســــاست قســــــم یــــک شب دلم می میرد از حسرت ………و من اهسته میگویم : تــــــو هــــــــم دیـــــگر نمی آیی …..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گـِـریآن شُده دِلَـــــم…. هَمچـــون دُختـَــرکی لَجبـآز… پآ بـه زَمیـن می کـُــوبَد… تـُـــو رآ می خوآهَد…. فَقط “تـــــو” رآ…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سَر ِ ميــز ِ شـــآم.. يـــآدَت كـِہ مے اُفتَم ... بُغض ميكـُنم !! اشك دَر چـِشمــآنَم حَلقـہ مے زَنَد هَمـہ مُتعجب نـِگـآهَم مے كـُنند .. لَبخنـــــد مے زَنَم و مے گـُويَم: چـِقَدر دآغ بــُــود !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گریه در گریه با خودم گفتم جان افلاک پشت پنجره هاست... آی مردم... تماااااام هستی ما در همین خاک... پشت پنجره هاست...♥ یا اباصالح المهدی... ادرکنی...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بر امت من زمانی پیش آید که از قرآن جز خط و نشان آن و از اسلام جز نام آن باقی نماند، خود را مسلمان بنامند در حالیکه نسبت به اسلام از مردمان دیگر دورتر باشند، مسجد های ایشان از جهت بنا و ساختمان آباد، ولی از نظر هدایت ویران است؛ یعنی کسی در آن به طرف خدا و دین خدا هدایت نمیشود....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عارفی را گفتند: دنیا را چگونه می بینی ... گفت: آنچنان که بدون رضایت من برگی از درخت نمی افتد!! گفتند : مگر خدایی تو ... گفت : نه ، راضی ام به رضای خدا....