دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

خطا از من است،می دانم. از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد” اما به دیگران هم دلسپرده ام از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین” اما به دیگران هم تکیه کرده ام اما رهایم نکن بیش از همیشه دلتنگم به اندازه ی تمام روزهای نبودنم... نام خدا آرامش دهنده قلب هاست .....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

قرآن! من شرمنده ام، اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هروقت در کوچه مان نوایت بلند میشود؛ همه از هم می پرسند: چه کسی مرده است؟!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

پیرمرد از دختر پرسید: - غمگینی؟ - نه. - مطمئنی؟ - نه. - چرا گریه می کنی؟ - دوستام منو دوست ندارن. - چرا؟ - چون قشنگ نیستم - قبلا اینو به تو گفتن؟ - نه. - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم. - راست می گی؟ - از ته قلبم آره دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید، شاد شاد. چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد، کیفش رو باز کرد، عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت...

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه وقت از تو خوندنه ستاره ء ترانه هام اسم تو برای من قشنگترين آهنگه بی تو يك پرنده اسير بی پروازم با تو اما ميرسم به قله آوازم اگه تا آخر اين ترانه با من باشي واسه تو سقفی از آهنگ و صدا ميسازم با يك چشمك دوباره منو زنده كن ستاره نذار از نفس بيفتم تويي تنها راه چاره آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره تويی كه عشقمو از نگاه من ميخونی تويی كه تو تپش ترانه هام مهمونی تويی كه هم نفس هميشه آوازی تويی كه آخر قصه ء منو ميدونی اگه كوچه صدام يك كوچه باريكه اگه خونم بی چراغه چشم تو تاريكه ميدونم آخر قصه ميرسي به داد من لحظه يكي شدن تو آينه ها نزديكه

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کـــهنه کــه می شــوَد رویِ گَردو خـــاک تَنـــَم یــادگــاری نــوشت ...بنویس و برو... !!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

عادت کرده ام به طعم قهوه به آدم های پشت پنجره ی کافه... به دست هایی که می روند آدم هایی که نمی مانند... به تو که رو برویم نشسته ای قهوه ات را به هم میزنی می نوشی می روی... یکی-به آدم های پشت پنجره ی کافه اضافه می شود...!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد! در تنهایی هایم نیز به یاد توام زیرا تو تمام تنهایی هایم هستی

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم. ای بهار زندگی ام اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد برگرد باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده. بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد. بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

امشب سیگــاری را دود کردم که پنج ســال در گوشه ی اتاقم بود و برایم خاطـــره به همراه داشت... نمیــدانم سنگینی از سیگار بود یا آن پنج سال خاطـــره...!!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

مي گويند شيشه ها احساس ندارند اما وقتي روي شيشه بخار گرفته نوشتم دوستت دارم آرام گريست

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

مهندس کیست؟ در واقع “مهندس” به کسی میگن: که تو کاری تخصص داره و کاری رو به خوبی انجام میده. … همین کلمه ی “مهندس” با حفظ سِمت, به کسایی که تو یه کاری گند میزنه هم گفته میشه. بعد در جای دیگه ممکنه “مهندس” در قالب یک اسم اشاره, به کسی که اسمشو نمی دونیم هم استفاده بشه. همچنین اگه همین کلمه ی “مهندس” خوب ادا شه, میتونه در حکم فحش هم باشه

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

. . دوست داشتن را باید از برگ درختان یادگرفت. وقتی زرد میشوند، وقتي ميميرند، وقتي از درخت جدا ميشوند، پاي همان درخت مي افتند !!! . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

ميدوني چرا بين انگشتاي دست فاصله هست؟ چون يه روز يكي پيدا ميشه اين فاصله رو پركنه...!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

+ من دلم مي خواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوست هايم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو ... هركسي ميخواهد وارد خانه ي پر عشق و صفايم گردد ، يك سبد بوي گل سرخ به من هديه دهد . شرط وارد گشتن شست و شوي دلهاست شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست ... بر درش برگ گلي ميكوبم روي آن باقلم سبز بهار مينويسم اي يار ! خانه ي ما اينجاست ... تا كه سهراب نپرسد ديگر "خانه ي دوست كجاست ؟"

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

روزی به خواهید آمد و خواهی دید دیگه و در خواهد داد .........