دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

چه سَخت اَستـــ هَـم پـآييز بآشَد، هَـم اَبر بآشَــــد، هَـم بآرآن بآشَد ، هَـم خيآبآن ِ خيس بــــآشَــــــــــد اَمـــــآ نَه تـــــو بآشي نَه دَستي بَـرآي فِشُردَن بآشَد، نَه پآيي بَـرآي قَدَم زَدَن بآشَد وَ نَه نگآهـــي بَـرآي زُل زَدَن

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

گاهی اینکه صبح ها دلت نمیخواد بیدار شی ، همیشه نشونه ی تنبلی نیست ، خسته ای از زندگی نمیخوای قبول کنی که یک روز دیگه شروع شده ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

تنها نشسته ام ...ناگاه چشمانم تار ... تار ... می شوند ... احساس می کنم که چیزی بر روی گونه ام می غلتد ! ... دست بر گونه ام می کشم ... مثل همیشه... اشک هایم بی اختیار جاری ست ... با پشت دستم اشکها را پاک می کنم ... باز هم احساس می کنم که چیزی بر گونه ام می غلتد ! ...باز دست بر روی گونه ام می کشم ! ... باز هم اشک بود ! ... خدای من ! ... چرا بی اختیار ؟ ! ... چرا بی هیچ مقدمه ای ؟ ! ... این اشک ها جاری ست ؟ ! ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

یعنـــے میشود روزی برسد که بیایــے مرا در آغوش بگیری بخواهم گله کنم .... بگویے هیس همه کابوس ها تمام شد ......

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

نمیخواهم عاشقانه هایم مال دیگری باشدوقتی قلبم بی تاب توست....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

گفته اند: روز محشر با كسی كه دوستش داری محشور خواهی شد! یعنی میبینمت؟! چقدر برای تمام شدنِ دنیا بی تابم...!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

تلخ تر از خود جدایی‌ها آنجایی است که بعدها آن دو نفر هی باید وانمود کنند که چیزی بینشان نبوده که هیچ اتفاقی نیفتاده که از همدیگر هیچ خاطره‌ای ندارند هی باید وانمود کنند

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

بــا تمــام مداد رنـگـے های دنیــا به هــر زبــانی کــه بـِدانــے یـا نــــدانے خـالــے از هــر تـشـبیـه و اسـتــعاره و ایـــهـام تـنهـــا یـــک جـــــــمله بـــرایـت خـواهــــم نـــوشــت .... دوسـتت دارم خـــاص تــــریـن مــخـاطــب خــــاص دنیـــــا

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
DSC04774.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

این عکس من هست ... 5 سال پیش ... توی همایش بزرگ کامپیوتر در ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
Talar Mokhaberat 3 (12).jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

این عکس من هست .. در کنار ... از بزرگترین ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

قطار می‌رود تو می‌روی تمام ایستگاه می‌رود و من چقدر ساده‌ام كه سال‌های سال در انتظار تو كنار این قطار ِ رفته ایستاده‌ام و همچنان ... به نرده‌های ایستگاهِ رفته تكیه داده‌ام

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

مهــــم نیســـت نوشته های درهم و برهم مـرا بخـوانی یـا نــــه! مــن بـرای دلِ خستــه ام می نـویسـم... میخـــواهی بخـــوان... میخـــواهـی نخـــوان...! فـــقــــــط خـواهـش میکنـم... اگــــر خـوانـدی! عـاشقـانـه ام را تقــدیـم به " او " نکــن!!! مــن این را بـرای " تـــو " ســروده ام... نــــــه بـرای " او "

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ... همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم ...! با تویی که از کنارم گذشتی... و حتی یک بار هم نپرسیدی، چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

آنگاه که دیگر خورشید طلوع نمیکند.. باران نمی بارد.. انسانها عاشق نمیشوند و صبح هیچوقت فرا نمی رسد.. آری... آری تورا فراموش خواهم کرد و آن روز... همان روزی است که بسترم خاک و تابوتی از چوب است

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شدو برمی گشت پرسیدند :چه می کنی ؟ پاسخ داد در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ... گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که عشقت............... در آتش می سوخت تو چه کردی ؟ پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد